حاج ملا هادي السبزواري
315
شرح مثنوى
نى نشان دوستى : نى نفى كران گرفتن است ، و نشان دوستى مستأنف است . چنان كه در * ( لا أُقْسِمُ 75 : 1 ( 1 ) ، « لا » ردّ قول كفار ، و « اقسم » مستأنف است ، در قرآن مجيد . ( ( 1468 ) ) گفت شه آن دو چهاند آن زلَّت است * گفت آن يك خشم و ديگر شهوت است ن 269 6 - ك 101 31 زلَّت : لغزش . ( ( 1469 ) ) شاه آن دان كو ز شاهى فارغ است * بىمه و خورشيد نورش بازغ است ن 269 7 - ك 101 31 بازغ : طلوع كننده . ( ( 1473 ) ) هر بيابان را مفازه نام شد * نام و رنگى عقلشان را دام شد ن 269 11 - ك 101 33 مفازه : از فوز به معنى رستگارى است . و بيابان مهلك را بر سبيل تفأَّل ، مفازه نام نهادهاند . ( ( 1475 ) ) يك گره را ظاهر سالوس زهد * نور بايد تا بود جاسوس زهد ن 269 13 - ك 101 34 جاسوس زهد : به كسر سين به اضافه : ديده بان و مراقب زهد ، كه زهد حقيقى مدلول آيهء * ( لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ 57 : 23 ( 2 ) . ( ( 1476 ) ) نور بايد پاك از تقليد و عول * تا شناسد مرد را بىفعل و قول ن 269 14 - ك 101 35 عول : اگر به مهمله باشد ، جور و نقص . و اگر به معجمه ( غول ) باشد ، سكر و صداع ، كما فى قوله تعالى در وصف خمر جنّت : * ( لا فِيها غَوْلٌ وَلا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ 37 : 47 ( 3 ) ( ( 1480 ) ) در تن گنجشك چه بود برگ و ساز * كه شور پوشيده آن بر عقل باز ن 269 18 - ك 101 37 در تن گنجشك : در تن طفل چيست از قصود و مطالب و مآرب كه مخفى باشد بر بزرگ . و قلوب اشعّه و اظلَّه قلب عالمند كه انسان كامل است و علم به ذات خود و مقوم كه دارد علم به كل دارد . اين است كه مظهريت علَّام الغيوب را مناط كرد و واقفيت بر اسرار هو را . ( ( 1484 ) ) بود لقمان بنده شكل خواجه اى * بندگى بر ظاهرش ديباجه اى ن 269 22 - ك 101 39 ديباجه : ديبا ، لباس حريرى كه گران مايه است . و اگر به چيم فارسى [ ديباچه ] باشد ، كوچك مراد
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء قيامت ، آيهء 1 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء حديد ، آيهء 23 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء صافات ، آيهء 47 . .