حاج ملا هادي السبزواري

313

شرح مثنوى

( ( 1433 ) ) حاش لله از كمال جاه او * كابر بيمارى بپوشد ماه او ن 267 13 - ك 101 8 كابر بيمارى : استعمال بيمارى از باب تشبيه است . و مىشود تصحيف از نسّاخ باشد كه « تيمار » ( به تاء مثناة فوق ) بوده به معنى غم خوردن مطلقاً . يا تحريف « تيماوى » ( به واو با تاء مثناة فوق ) باشد ، كه تيماو همان سفاهت باشد . و همه فارسى است . ( ( 1436 ) ) كه ببنديدم قوى وز ساز گاو * بر سر و پشتم بزن وين را مكاو ن 267 16 - ك 101 10 ساز گاو : يعنى بساز و كامل كن گاو نفس را . كما قال النَّبىّ ( ص ) : « شَيطانى أسلَمَ عَلى يَدى . » [ 179 ] مكاو : نهى است . يعنى اين گاو نفس را ناقص مگذار . مأخوذ از كاويدن به كاف عربى است . ( ( 1437 ) ) تاز زخم لخت يابم من حيات * چون قتيل از گاو موسىاى ثقات ن 267 17 - ك 101 10 لخت : فارسى . و از معانى گرز و عمود است و كارد قصابى . چون قتيل از گاو موسى : در اخبار آمده است در خصوص آيهء شريفه : * ( وَإِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِه إِنَّ الله يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً 2 : 67 ( 1 ) كه در عهد موسى زنى بود صاحب حسن و جمال و اخلاق و كمال و خُطَّاب و طلَّابِ تزويج او بسيار بودند . و از آن جمله سه بنى اعمام داشت و به يكى از آنها كه افضل و أتقى بود راضى شد . و دو ابن عمّ ديگر حسد بردند و آن مرضى را شب دعوت نمودند و نهانى او را به قتل رسانيدند و در محلَّه اى كه معظم بنى اسرائيل بودند ، نعش او را انداختند به طمع أخذ ديت او . چون صبح شد و مردم آن واقعه را ديدند و آن دو ابن عمّ شيون آغاز كردند و خاك بر سر مىنمودند ، به عرض موسى - عليه السلام - رسانيدند ، و امر قتل بسيار عظيم بود و عظيم شمرده مىشد . موسى - عليه السلام - الزام فرمود به امر خدا قبيله را ، كه بايد پنجاه نفر از اعاظم قبيله قسم بخورند كه ما نكشته‌ايم و علم به قاتل هم نداريم . پس اگر قسم خوردند ديت مقتول را بدهند . و اگر از قسم نكول كنند قاتل اقرار كند يا آنها شهادت بر قاتل بدهند تا قصاص شود ، و الَّا بايد در جاى تنگى حبس شوند تا حلف يا اقرار به عمل آيد . و اين حكم بر ايشان گران آمد و گفتند : از براى چه قسم ما اسقاط نكند غرامت مالى را يا غرامت اسقاط نكند قسم را از ما ؟ موسى - عليه السلام - فرمود : اين حكم خداست و پيش حكم او بايد تسليم بود . پس از اقتراح و الحاح بسيار كه خداوند اين امر را ظاهر و احقاق فرمايد كه بىگناه به جرم گناهكار مبتلا نشود [ 179 ] عوالى اللآلي ، جلد 4 ، ص 97 : ما منكم احد الا و له شيطان فقيل له و أنت يا رسول الله ؟ فقال : و انا و لكن أعانني الله عليه و اسلم .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 67 . .