حاج ملا هادي السبزواري
258
شرح مثنوى
( ( 675 ) ) طبل افلاسم به چرخ سابعه * رفت و تو نشنيده اى بد واقعه ن 232 13 - ك 89 35 طبل افلاسم : يعنى نداهاى ادلَّاءٌ على الله ، و اندرزهاى پند گويان كه تحذير از مصاحبت شيطان و اغراء بر قرب رحمن كنند . ( ( 679 ) ) هست بر سمع و بصر مُهر خدا * در حجب بس صورت است و بس صدا ن 232 17 - ك 89 37 هست بر سمع و بصر مُهر خدا : اشارت است به كريمهء : * ( خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ 2 : 7 ( 1 ) . يعنى مهر زده است خدا بر دلهاى جاهلان و بر گوشهاى ايشان و بر ديدههاى ايشان پرده است . در حجب بس صورت است و بس صدا : و * ( قالَ اَلشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ اَلأَمْرُ إِنَّ الله وَعَدَكُمْ وَعْدَ اَلْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ 14 : 22 . . . * ( فَلا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ 14 : 22 ( 2 ) . يعنى گفت شيطان چون امر گذشت و معصيت از بنى آدم واقع شد ، كه خدا وعدهء صدق و حق كرد به شما و من وعدهها مىكردم و خلاف مىكردم پس ملامت مكنيد مرا و خود را ملامت كنيد كه از خلافها عبرت نگرفتيد . نيستم من به فرياد آورندهء شما و نه شما به فرياد آورندهء مرا . ( ( 686 ) ) چشم را اى چاره جو در لا مكان * هين بنه چون چشم كشته سوى جان ن 233 2 - ك 90 3 چون چشم كشته : به كسر ميم به اضافه ، يعنى چشم آن كه از ناحيهء او كشته . ( ( 687 ) ) اين جهان از بىجهت پيدا شده است * كه ز بىجايى جهان را جا شده است ن 233 3 - ك 90 3 كه ز بىجايى : موافق احاديث است كه ، هُوَ الَّذى أيَّنَ الأينَ ، فَلا أينَ لَه ( 3 ) . يعنى او خلق كرده بودن جسم را در مكان ، پس خود ندارد اين را . و نيز حديث است كه : اِنَّ الله لا يُوصَفُ بِخَلقِه ( 4 ) . پس ز بىجايى خالق ، مخلوق را جاى هست . ( ( 689 ) ) جاى دخل است اين عدم از وى مرم * جاى خرج است اين وجود بيش و كم ن 233 5 - ك 90 4 جاى دخل است : چه ، اين عدم نفى وجود محدود مجازى است ، و تحقق به وجود اطلاقى حقيقى . و فناى فى الله بقاى با لله است . اين وجود بيش و كم : يعنى وجود با چند و چون .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 7 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء ابراهيم ، آيهء 22 . . ( 3 ) قريب به اين مضمون : عيون اخبار الرضا ج 1 ص 117 حديث 6 . . ( 4 ) قريب به اين مضمون : تحف العقول چاپ بيروت ص 176 . .