حاج ملا هادي السبزواري

255

شرح مثنوى

صلا : خواندن به سوى خوان طعام . ( ( 629 ) ) گر ز زندانم برانى تو به ردّ * خود بميرم من ز درويشى و كد ن 230 10 - ك 89 6 ز درويشى و كد : اگر به « گافِ » فارسى باشد گذشت ، و اگر به كاف عربى باشد : تعب و مشقّت . ( ( 634 ) ) گه به درويشى كنم تهديدشان * گه به زلف و خال بندم ديدشان ن 230 15 - ك 89 9 گه به درويشى : كما قال تعالى : * ( اَلشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ اَلْفَقْرَ 2 : 268 ( 1 ) يعنى وقتى كه مىخواهى چيزى به فقيرى بدهى ، مىترساند ترا به اينكه مده كه فقير مىشوى ( ( 635 ) ) قوت ايمانى در اين زندان كم است * و آنك هست از قصد اين سگ در خم است ن 230 16 - ك 89 9 در خم است : اگر به « خاء » معجمه بخوانيم ، معنى آن است كه در خميدگى و ضعف است يا در كجى است . و اگر به « چيمِ » فارسى بخوانيم « چم » به معنى جرم و گناه آمده و به معنى راه پر پيچ و تاب نيز . ( ( 636 ) ) از نماز و صوم و صد بىچارگى * فوت ذوق آيد بر او يك بارگى ن 230 17 - ك 89 10 فوت ذوق آيد بر او يك بارگى : يعنى از معصيت بنى آدم ، ذوق مىكند و بهره مىبرد و از طاعات بر طرف مىشود ذوقش بالكلية . و قوت به قاف در نسخ ثبت شده خوب نيست . ( ( 638 ) ) يك سگ است و در هزاران مىرود * هر كه در وى رفت او آن مىشود ن 230 19 - ك 89 11 او آن مىشود : اين ، با « هزاران مىرود » ، از صنعت ذو القافيتين است ، به خلافِ « او او مىشود » كه در بعض نسخ است . علاوه نكته اى مليحه هست كه بنا بر لغت فصيحه لفظ « او » براى ذوى العقول است ، به خلاف « آن » . و ابليس ، عاقل نيست ، كه اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِه الرَّحْمنُ وَاُكتُسِبَ بِه الجَنانُ ( 2 ) ، كما مرّ . ( ( 639 ) ) هر كه سردت كرد ميدان كو در اوست * ديو پنهان گشته اندر زير پوست ن 230 20 - ك 89 11 هر كه سردت كرد : يعنى با هر كه نشستى و گرمى عشق حق در او و در خود به مجالست او نديدى ، بدان كه او ممسوس به شيطان است ، كما قال الله تعالى : * ( اَلَّذِي يَتَخَبَّطُه اَلشَّيْطانُ مِنَ اَلْمَسِّ . 2 : 275 ( 3 ) كه خيال آسياب و باغ و راغ گه خيال ميغ و ماغ و ليغ و لاغ ن ندارد - ك 89 15

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 268 . . ( 2 ) اصول كافى ، ص 6 - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 214 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 275 . .