حاج ملا هادي السبزواري
24
شرح مثنوى
* ( أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ ) * 23 : 115 ( 1 ) بلكه به جهت ايصال به غايات تا منتهى شوند به غاية الغايات . و چون قسر دايمى بلكه اكثرى نيست ، و از طوارى است ، پس اگر قسرى در دار قسر واقع شود لا محاله زايل شود . و مصراع اول از اين بيت اشارت است به اكوان سابقهء اشياء و عوالم ذرّات و برزات ماهيات و عبور و مرور تا به اسفل سافلين عالم دنيا به خطاب اهبطوا . و مصراع ثانى به ترقيات و رجوع به غايات و وصول به مقتضاى نداىِ ارجعى بمرجع الكل * ( أَلا إِلَى الله تَصِيرُ اَلأُمُورُ ) * 42 : 53 . ( 2 ) ( ( 5 ) ) من به هر جمعيتى نالان شدم * جفت خوش حالان و بد حالان شدم ن 1 6 - ك 2 3 من به هر جمعيتى : چه هر جمعيتى آيتى و حكايتى است از جمعيت اصليهء ازليه و مقام جمع الجمع مع بساطة الحقيقة الوجوديه . پس چون هر جمعيتى ياد از جمعيت اصليّه دهد ، نى را به نالهء عاشقانه آرد . يا مراد از جمعيّت ، معيّت با لب دمساز باشد كه از او نوا گيرد ، يا جمعيت خاطر و عدم تشتت حال . جفت خوش حالان : چه رحمت رحمانيه اختصاص ندارد به مؤمن يا كافر ، صالح يا طالح . قال تعالى : * ( رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ) * 7 : 156 . ( 3 ) پس در مطلق روح آدمى دانستى و در انسان كامل زياد بر آن مظاهر لطف و قهر است و انسان كامل هر دو را به اسماء لطفيه و قهريه دلالت تكوينيه دارد . ( ( 6 ) ) هر كسى از ظن خود شد يار من * وز درون من نجست اسرار من ن 1 7 - ك 2 3 هر كسى از ظن خود : چنان كه حق فرموده است : أَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدي بي ( 4 ) پس قبول مىكند قلب هر كس از شئون او به قدر ظرف و حوصله خود و منكر مىشود زياد از وسع خود را . * ( وَمِنَ اَلنَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ الله عَلى حَرْفٍ ) * 22 : 11 . ( 5 ) فاما انسان كامل ، پس قبول مىكند حق را به جميع تجليات و شئون . فَهُوَ عَبدُ الله فىِ الحَقيقَةِ وَهُو الأسمُ الأعظَمُ . و از اينجاست كه شيخ محيى الدين ( قدس سره ) مىفرمايد : كه در روز محشر كه حق عَلى ما هُوَ عَلَيه تجلى كند بر ناقص محجوب خواه مقيد به تنزيه و خواه مقيد به تشبيه ، منكر شود او را مگر در صورتى كه معتقد او است در بارهء حضرتِ بىچونِ كاملِ على الاطلاق . و صاحب سلسلة الذهب هم فرموده : روز محشر كه بر عموم بشر حق تجلى كند به جملهء صور آن تجلى « ز حضرت احدش نبود جز به وفق معتقدش » . پس همچنين آيت كبراى حق و انسان كامل را هر كس به ظن خود حصر و تقييدى و به طورى كه خوب داند تحديدى كند و آن را وحدت حقهء ظليه است ظل وحدت حقهء
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء مؤمنون ، آيهء 115 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 53 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 156 . ( 4 ) عوالى اللآلي ، ج 1 ، ص 289 . ( 5 ) قرآن كريم ، سورهء حج ، آيهء 11 .