حاج ملا هادي السبزواري
233
شرح مثنوى
[ تمام شعر ] : آينهء دلِ اهل حق ، حق است چه از خود هيچ ندارند . وجود و كمالات وجود همه از حق است . فانىِ فى الله و باقى با للهاند . و بايد دانست كه به وجهى اشياء آينهء حقاند ، * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي اَلآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه اَلْحَقُّ 41 : 53 ( 1 ) . و به وجهى حق آينهء اشياست : * ( أَ وَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ 41 : 53 ( 2 ) . اشياء در باب آينه بودن قصور دارند ، نمىتوانند درست حكايت كنند ، بلكه به حسب خود حكايت كنند ، چه هر يك به ضيقى و لونى گرفتارند . و امّا آينهء حق حقيقى ، چون بىرنگ است و بىحد و نهايت ، هر چيز را درست و على ماهى عليه حكايت مىكند . و در علوم حقيقيه محقَّق شده كه علم به علَّت ، علم تام به معلول است ، به خلاف علم به معلول . ( ( 106 ) ) ز انكه سرمهء نيستى در مىكشد * باده از تصوير شيطان مىچشد ن 205 19 - ك 80 29 سرمهء نيستى : مراد ، نيستىهاى هست نماست ، چه چشم اهل غفلت دوخته بر تعينات است ، به خلاف چشم انسان كامل كه فرمايد : ( ( 108 ) ) چشم من چون سرمه ديد از ذو الجلال * خانهء هستى است نى خانهء خيال ن 205 21 - ك 80 30 چشم من چون سرمه ديد از ذو الجلال : يعنى مكتحل به نور الله است ، به چشم يار بيند يار را . خانهء هستى است : حقيقت هستى است ، در همه سارى ، از همه عارى ، نه هستى عام اعتبارى . و حقيقت هستى هم كه از اهل الله و حكماء متألهين مىشنوى واقف مشو به حقيقت هستى كه در عالمين است : عالم فرق كه عالم مثال است ، و عالم فرق الفرق كه عالم دنياست ، بلكه از آغاز بگير كه : ماهى از سر گنده گردد نى زدم . و مشاهد باش وجود جمع الجمع و وجود جمع جبروت و ملكوت را ، أعنى ارواح مرسله و متعلقه ، كه عقول كلَّيه و نفوس كلَّيهء سماويه و نفوس كلَّيهء الهيّه و نفوس جزئيهء ارضيه باشند و پس از اين است سير عالم صوريين . به خلاف آنان كه طرح كونين و خلع نعلين نكردهاند ، هستى كه مىشنوند در هستى عام بديهى گرفتار مىشوند ، و اگر به حقيقت هستى تنبيه كنى به هستى كونين ملتفت مىشوند ، و اين تفرقه آرد ، چه هستى اگر چه فى ذاته واحد و بسيط است ولى به تكثر ماهيات ، الوان و اشكال و مقادير و اعداد كثير مىنمايد . ( ( 110 ) ) يشم را آن گه شناسى از گهر * كز خيال خود كنى كلَّى عبر ن 206 1 - ك 80 31 عبر : عبور
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء فصلت ، آيهء 53 . . ( 2 ) قرآن كريم ، همان آيهء . .