حاج ملا هادي السبزواري

234

شرح مثنوى

( ( 116 ) ) گفت تر كن دست بر ابرو بمال * آن گهان تو بر نگر سوى هلال ن 206 8 - ك 80 35 بر ابرو بمال : تا موهاى ابرو به هم ملصق شود . ( ( 118 ) ) گفت : آرى موى ابرو شد كمان * سوى تو افكند تيرى از گمان ن 206 10 - ك 80 36 كمان : اوّل به « كاف » عربى و دوم به « گافِ » فارسى ، جناس مضارع دارد . ( ( 123 ) ) هر كه با ناراستان هم سنگ شد * در كمى افتاد و عقلش دنگ شد ن 206 15 - ك 81 3 دنگ : بىهوش . ( ( 124 ) ) رو اشدّاء على الكفار باش * خاك بىدلدارى اغيار پاش ن 206 16 - ك 81 4 رو اشدّاءُ : اشارت است به كريمهء : * ( أَشِدَّاءُ عَلَى اَلْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ 48 : 29 ( 1 ) . يعنى پيغمبر ( ص ) و كسانى كه ايمان آورده‌اند و با اويند ، سخت و قوىاند بر كفّار و مهربان و ملايمند با خودشان و با زير دستان . اغيار پاش : به « پاء » فارسى . بيت ذو القافيتين است ، كه از صنعتهاى شعر است ، علاوه بر تجنيس القافيه به تجنيس مضارع . ( ( 130 ) ) بر سر شطرنج چست است اين غراب * تو مبين بازى به چشم نيم خواب ن 206 22 - ك 81 7 بر سر شطرنج : ملايمات لعب شطرنج را در اين دو سه بيت آورده . ( ( 134 ) ) گر بزد مالت عدوى پر فنى * ره زنى را برده باشد ره زنى ن 207 4 - ك 81 9 ره زنى را : ره زن اول ، مال است كه راه دين تو را مىزند ، و زياد از واجب و از معين در استكمال نفس ، مُهلك اوست . پس هر گاه زياد را بخواهى و مستجاب نشود دل تنگ مباش كه در علم حق گذشته است كه مانع استكمال توست . * ( عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ 2 : 216 ( 2 ) . اين است كه حمد و تسبيح [ و ] تكبير حق ، افضل است از خواهش داعى از او . * ( وَلَذِكْرُ الله أَكْبَرُ 29 : 45 . ( 3 ) ( ( 142 ) ) گفت اى همراه آن نام سنى * كه بدان تو مرده را زنده كنى ن 207 15 - ك 81 17 نام سنى : نام بلند و اسم اعظم خدا .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء فتح ، آيهء 29 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 216 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء عنكبوت ، آيهء 45 . .