حاج ملا هادي السبزواري

230

شرح مثنوى

الله تعالى : « وَفى أنفُسِكُم أ فَلا تُبصِرُونَ . ( 1 ) ( ( 59 ) ) گه ترا گويد ز مستى بو الحسن * يا صغير السن يا رطب البدن ن 203 18 - ك 80 3 بو الحسن : تعبير از عارف مطلق است . يا صغير السن : چنان كه عطَّار فرمود : تن ز جان نبود جدا جزوى از اوست . ( ( 60 ) ) گاه نقش خويش ويران مىكند * از پى تنزيه جانان مىكند ن 203 19 - ك 80 3 ويران مىكند : از بدن بلكه از عالم صورت بىنياز مىشود . ( ( 61 ) ) چشم حس را هست مذهب اعتزال * ديدهء عقل است سنّى در وصال ن 203 20 - ك 80 4 اعتزال : اهل اعتزال كه آنها را مفوّضه نيز گويند ، كسانى هستند كه كثرت را مىپرورانند و در توحيد خاصى افعال قاصرند ، چه جاى توحيد ذات و گويند : انسان خالق اعمال خود است و قدرت مستقلَّه دارد ، خدا ذات او را خلق كرده و قواى او را خلقت كرده و امر را به او تفويض كرده ، و معلول در بقا حاجت به علَّت ندارد ، بلكه همين در حدوث حاجت دارد . به خلاف اشاعره كه از براى انسان به جز مجلويّت صنع خدا چيزى قائل نيستند ، و قدرت مؤثّره خدا را است ، و خالق ذوات و همهء افعال خداست ، و وجود در همه مجعول اوست و اعداد از غير است ، و غير ، معدّاتى بيش نيستند ، و معلول در حدوث و بقا آنا فآنا محتاج است به علت مؤثره . گر فيض تو يك لمحه به عالم نرسد معلوم شود بود و نبود همه كس و اينكه چشم حس مذهب اعتزال دارد ، به سبب آن است كه كثرت در نزد حس و خيال اظهر است . و اينكه ديدهء عقل سنّى و در وصال است ، به علت آن است كه وحدت در نظر عقل آشكارتر و هويداتر است . ( ( 64 ) ) هر كه بيرون شد ز حس او سنّى است * اهل بينش چشم حس خويش بست ن 203 23 - ك 80 5 او سنّى است اهل بينش چشم حس خويش بست : و در بعضى نسخ : [ هر كه بيرون شد ز حس ] سنى وى است اهل بينش چشم عقل خوش پى است و اوّل ، اولى است معنىً ، و دوم ، لفظاً . هر كه از حس خدا ديد آيتى در بر حق داشت بهتر طاعتى ن ندارد - ك 80 6 از حس خدا : علم حضورى خدا است به محسوسات ، و آيتش آن است كه حواس تابع عقل باشند ، و وجه الله در هر محسوسى رسيده شود ، و صرف كند عبد جميع ما انعم الله را فيما خلق

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء ذاريات ، آيهء 21 . .