حاج ملا هادي السبزواري
229
شرح مثنوى
و قلب يكى از لطايف سبع انسان حقيقى است . و كوه قاف مفسَّر به عالم مثال هم شده ، كه در بعض آثار فرمودهاند كه كوهى است كه احاطه به دنيا دارد . و عالم مثال معلوم است كه احاطه دارد به موجودات ماديه و خيال مثال مقيّد است ، چنان كه عالم مثال خيال مطلق است براى انسان كبير . و گه عنقا شوى : بسيار بود كه از جوهر مجرّدى كه او را به زبانى « روح القدس » ، و به زبانى « سروش » و به زبانى « ناموس اكبر » و به زبانى « عقل فعّال » ، و به زبانهاى ديگر به اسمهاى ديگر خوانند ، به « عنقا » تعبير كنند . و گاه گويند در مقام تمثيل ، كه او چندين هزار سر و پر و چندين هزار منقار و آواز خوش دارد . بلى ، اينها تعبير است از تكاثر كمالات و فعليّات او كه او اين همه عقول بالفعل كه : فَيضُ الله لا يُنقَطَع ، و كَلَماتُ الله لا تُنفدَ ، رؤوس اوست و اينها را به او اتّصالى است . ( ( 55 ) ) تو نه اين باشى نه آن در ذات خويش * اى فزون از وهمها وز بيش بيش ن 203 14 - ك 80 1 تو نه اين باشى نه آن : چه ذات روح منزه است از همهء تعينات . و عارفى گويد : لا يُقالُ عَلَيَّ اكثَرَ مِن مُوجُودٍ . و شيخ اشراقى شهاب الدين سهروردى ، و صدر المتألهين شيرازى - قدس سرّهما - و بعضى از محققين ديگر فرمودهاند : نفس ناطقهء قدسيّه ماهيّت ندارد ، وجود بسيطى است ، و تمايز آن با ما فوق ، به تماميّت و فوق التماميّت است . و شيخ اشراق مىفرمايد : كه هر تعيّنى و ماهيتى را اشارت عقليه به آن مىكنم به « هو » و هر چند آن ماهيت جوهر مجرّد و روح امرى باشد ، و از خود تعبير مىكنم به « أنا » . پس حقيقت ، غير اين تعينات و سواى ماهيّات است . ( ( 56 ) ) روح با علم است و با عقل است يار * روح را با تازى و تركى چكار ن 203 15 - ك 80 1 روح را با تازى : چه اينها وصف تن است . ( ( 57 ) ) از تو اى بىنقش با چندين صور * هم مشبّه هم موحّد خيره سر ن 203 16 - ك 80 2 خيره سر : چه ، روح انسان كامل آيت كبراى حق است - جلّ جلاله - و مظهر اعظم اوست . همهء اسماء تنزيهيه و تشبيهيه حق را مجلا و آيينهء سراپا نماست . آن كه مظهريّت اسماء تشبيهيه بر آن غالب شد از مشبّهه شد ، و آن كه مجلويّت اسماء تنزيهيه بر او غالب شد ، از منزّهه شد ، و آن كه همه را به نحو اعتدال جامع شد و هيكل توحيد آمد - چنان كه در حديث حقيقت ، صاحب سرّ الحقيقة فرمود : نُورٌ يَشرِقُ مِن صُبحِ الأزَلِ فَيَلُوحُ عَلى هَياكِلِ التَوحيد آثاره - ( 1 ) از موحدين ، بلكه از خواصّ و اخصين آمد . و در حديث است كه : الَنَفسُ الإنسانيَّةُ هِيَ الصِّراطُ المُستَقيمُ ( 2 ) . قال
--> ( 1 ) سفينة البحار ، ج 2 رجال نيشابورى ، روضات الجنات ذيل كميل . . ( 2 ) تفسير صافى ذيل آيه اهدنا الصراط المستقيم : الصورة الانسانية هى الصراط المستقيم . .