حاج ملا هادي السبزواري
209
شرح مثنوى
آن مدينهء علم را : اشارت است به حديث نبوى : أنَا مَدينَةُ العِلمِ وَعَليٌّ بابُها . ( 1 ) ( ( 3766 ) ) هر هوا و ذرّه اى خود منظرى است * ناگشاده كى بود كآنجا درى است ن 186 1 - ك 73 22 هر هوا و ذرهاى : مراد به هوا عشق سارى است : اگر پويى ز اسفل تا به عالى نيابى ذرّه اى از ميل خالى دواند گلشنى را تا به گلشن رساند گلخنى را تا به گلخن خود منظرى است : و مظهر اسمى است و مظهر « لَيسَ كَمِثلِه شَيء » است ، چنان كه دو صورت مثل هم يا دو صوت مثل هم يا غير اين مانند هم من جميع الوجوه نيابى . ناگشاده كى بود : و گشاده نبود . كآنجا درى است : * ( وَأْتُوا اَلْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها 2 : 189 . ( 2 ) قال ابن الفارض ( قدس سرّه ) : أتيت بيوتاً لم تنل من ظهورها و ابوابها عن قرع مثلك سدّت ( ( 3774 ) ) گفت فرما يا امير المؤمنين * تا بجنبد جان به تن در چون جنين ن 186 10 - ك 73 28 تا بجُنبد جان به تن : يعنى جان چون جنين است و تن چون رحم و تو آفتاب ، و تا تو نفرمايى جان زندگى حقيقى نگيرد . ( ( 3775 ) ) هفت اختر هر جنين را مدتى * مىكند اى جان به نوبت خدمتى ن ندارد - ك 73 29 هفت اختر : يعنى جنين هر ماهى در تحت تصرف و تربيت كوكبى از كواكب سبعهء سياره است . پس ماه اول جنين در رحم مادر در تصرف قمر است به اذن الله تعالى ، و ماه دوم در تصرف عطارد ، و ماه سوم در تصرف زهره و ماه چهارم كه در تصرف شمس كه سلطان الكواكب است در آيد ، جان در او پيدا شود و به حس و حركت در آيد و بعد در تصرف سياراتى ديگر در آيد بر نهجى كه در كتب مشروح است و فلك و فلكى همه مظاهر ربّ العالميناند چنان كه مشهود اهل معرفت است . ( ( 3778 ) ) از دگر انجم بجز نقشى نيافت * اين چنين تا آفتابش بر نتافت ن 186 14 - ك 73 31 اين چنين تا آفتابش بر نتافت : « اين چنين » اينجا ( به چيم فارسى ) با جنين ( به جيم عربى ) جناس دارد ، مثل نتافت ( به مثناة فوق ) با نيافت ( به مثناة تحت ) ، چنان كه با « آفتاب » جناس شبه اشتقاق حاصل است . ( ( 3783 ) ) و آن رهى كه پخته سازد ميوه را * و آن رهى كه دل دهد كاليوه را ن 186 19 - ك 73 33 كاليوه : چون كاليو ، گيج و سر گشته .
--> ( 1 ) جامع صغير ، ج 1 ، ص 107 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 189 .