حاج ملا هادي السبزواري

210

شرح مثنوى

( ( 3784 ) ) باز گو اى باز پرّ افروخته * باشه و با ساعدش آموخته ن 186 20 - ك 73 34 ساعد : ذراع از مرفق تا سر انگشتان . ( ( 3786 ) ) امت وحدى يكى و صد هزار * باز گو اى بنده بازت را شكار ن 186 22 - ك 73 35 امت وحدى : اشارت خفيه است به آيهء شريفه كه : * ( إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً 16 : 120 ( 1 ) و حديث شريف : المُؤمِنُ وَحدَه جَماعَةٌ ( 2 ) و سبب اين كلَّيت و وسعت وجود انسان كامل است . يك چراغ است در اين خانه و از پرتو او هر كجا مىنگرم انجمنى ساخته اند ( ( 3790 ) ) من چو تيغم و آن زننده آفتاب * ما رميت إذ رميتم در حراب ن 187 6 - ك 73 38 من چو تيغم : ايهام دارد به تيغ متصل به آفتاب كه فروغ ماه و خورشيد را تيغ گويند . ما رميت : چون على ( ع ) با پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم نور واحدند آيه اى كه در شأن پيغمبر است ( 3 ) اقتباس در شأن على عليه السلام نموده ، و حراب جنگ است . ( ( 3792 ) ) سايه‌ام من كى جدايم ز آفتاب * حاجبم من نيستم او را حجاب ن 187 8 - ك 73 39 سايه‌ام من كى جدايم ز آفتاب : ظل الله هستم * ( أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ اَلظِّلَّ 25 : 45 ( 4 ) ، و در بعض نسخ « كه خدايم آفتاب » و اينها خبر بعد از خبر خواهد بود . حاجبم من نيستم او را حجاب : چون متخلق به اخلاق الله هستم حجاب نيستم بلكه او را حاجبم كه : مَن رَآنى فَقَد رَأىَ الله ( 5 ) را مصداقم . باد كبر و باد عجب و باد خلم برد او را كه نبود از اهل علم ن ندارد - ك 74 1 باد خلم : چو خشم ، غضب ، فارسى . ( ( 3799 ) ) جز به باد او نجنبد ميل من * نيست جز عشق احد سر خيل من ن 187 15 - ك 74 2 جز به باد او : يعنى جز به ارادهء او . ( ( 3800 ) ) خشم بر شاهان شه و ما را غلام * خشم را هم بسته‌ام زير لگام ن 187 16 - ك 74 2 زير لگام : در بعض نسخ : « زين و لگام » ، و اين بهتر است .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نحل ، آيه 120 . ( 2 ) وسائل الشيعة ج 5 ص 379 كتاب الصلاة ، ابواب صلاة الجماعة باب 4 حديث 2 و 5 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء انفال آيهء 17 . . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء فرقان ، آيهء 45 . ( 5 ) بخارى ، ج 4 ، ص 135 .