حاج ملا هادي السبزواري
201
شرح مثنوى
أَي شيء : اشارت است به كريمهء * ( قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ الله 6 : 19 . ( 1 ) چه اوست دليل بر خود و دليل بر هر شيء چه او حقيقت وجود است و حقيقت وجود نور است و نور ظاهر بالذات و مُظهرِ اغيار است تماماً و جميعاً مثل نور حسى كه همين مظهر الوان و اشكال است . ( ( 3644 ) ) نه بگويم چون قرين شد در بيان * هم خدا و هم ملك هم عالمان ن 180 3 - ك 71 16 هم خدا و هم ملك هم عالمان : مراد شهادت قولى و فعلى - هر دو - است ، اما قولى واضح است ، و اما فعلى ، پس شهادت حقيقت وجود است به آن كه ثانى ندارد ، چه ، بىنهايت است در وجود و كمال و همچنين صرف وجود است و صرف ، آن چه سنخ خود است داراست و آن چه غريبه است از او مسلوب است . و غريب وجود حقيقى ، عدم است . و فعلى در ملك و در انسان كامل عالم بالله ، مصداق بودن « مَن رَآنى فَقَد رَأَى الله » است . وجودشان توحيد حق مىكند ، چنان كه حق فرموده : * ( شَهِدَ الله أَنَّه لا إِله إِلَّا هُوَ وَاَلْمَلائِكَةُ وَأُولُوا اَلْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ 3 : 18 . ( 2 ) ( ( 3646 ) ) چون گواهى داد حق كه بود ملك * تا شود اندر گواهى مشترك ن 180 5 - ك 71 17 چون گواهى داد حق : اشكال مىكند كه گفتى : « بس بود خورشيد را رويش گواه » پس ملك كه باشد كه گواهى بدهد ؟ جواب مىدهد كه : ضعفا را رابطه و واسطه لازم است ، چه طاقت حضور شعشاع نور الانوار ندارند ، پس گواهى دادن فعلى و وجودى برزخى بين فوق التمام و الناقص ضرور است ، و گواهى دادن هر يك ، گواهى دادن حق است چه از خود هيچ ندارند . لهذا مفضل عليه اكبر شهادة را نمود بوده است . ( ( 3653 ) ) همچو پرهاى عقول انسيان * كه بسى فرقستشان اندر ميان ن 180 12 - ك 17 20 همچو پرهاى عقول انسيان : كه يكى عقل عملى دارد و پرهاى مختلف دارد طاير عقلش و عقل علمى ندارد و يكى عقل علمى دارد خاصه ، و يكى پرى دارد كه در فضاى ملكوت اسفل مىپرد و يكى در ملكوت اعلى و يكى در جبروت و يكى در لاهوت و تام آن است كه هر دو شهپر علمى و عملى او در نهايت جودت و قوّت باشد ، و از آن منشعب باشد پرهاى دو دو و سه سه و چهار چهار . ( ( 3655 ) ) اعمشى كو ماه را هم بر نتافت * اختر اندر رهبرى بر وى بتافت ن 180 14 - ك 71 21 اعمش : ضعيف البصر . ( ( 3656 ) ) گفت پيغمبر كه اصحابى نجوم * رهروان را شمع و شيطان را رجوم ن 180 17 - ك 71 23
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 19 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 18 .