حاج ملا هادي السبزواري
149
شرح مثنوى
مؤانست به عالم معنى آمد . يا بهر إنس ( به كسر همزه ) آمد ، از براى جماد نيامد . و مىشود كه اين چوب كنايت از آدم جافّ غليظ الطبع باشد . و اگر اهرم عربى باشد ، صفت است از هرم ، كه غايت پيرى است . يعنى بهر مؤانست آمد ، و از براى پيرى ، كه همّ و هرم شده و وقت ذوق و نشاط او گذشته نيامد . و اما اهرم به معنى اهرمن نيامده . ( ( 2394 ) ) زن چو ديد او را كه تند و توسن است * گشت گريان گريه خود دام زن است ن 119 6 - ك 49 11 توسن : وحشى ، و اسب سركش . ( ( 2396 ) ) زن در آمد از طريق نيستى * گفت من خاك شماام نى ستى ن 119 8 - ك 49 12 ستى : به هندى نام زن ، يعنى خاكم نه زن شما . و نيز در لغت فارسى به معنى آهن و فولاد است . يعنى در انقياد شما خاكم ، نه چون آهن سخت و غير مطيعه ( ( 2407 ) ) ياد مىكن آن زمانى را كه من * چون صنم بودم تو بودى چون شمن ن 119 19 - ك 49 17 شمن : بت پرست . ( ( 2409 ) ) من سپاناخ با هر چم پزى * با ترش با يا كه شيرين مىسزى ن 119 21 - ك 49 18 سپاناخ : ( به پاى فارسى ) : اسفناخ . با ترش با يا كه شيرين مىسزى : ترش با يعنى ترش آش ، چه « با » در حالت تركيب با سابق به معنى آش باشد چون كدو با و سركه با و اسفيد با و اينها را معرب مىكنند و در طب عربى اسفيد باج و سكباج و نحو اين گويند . ( ( 2425 ) ) زين للناس حق آراستست * ز آنچه حق آراست چون دانند جست ن 12 15 - ك 49 28 زين للناس : اشارت است به كريمهء * ( زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ اَلشَّهَواتِ مِنَ اَلنِّساءِ وَاَلْبَنِينَ 3 : 14 . . . ( 1 ) الآية . يعنى جلوه داده شده از براى مردم دوستى خواهشها از زنان و اولاد . ( ( 2426 ) ) چون پى يسكن اليهاش آفريد * كى تواند آدم از حوّا بريد ن 120 16 - ك 49 28 چون پى يسكن اليهاش آفريد : اشارت است به كريمهء * ( هُوَ اَلَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها 7 : 189 ( 2 ) يعنى خدا خلق كرد شما را از نفس واحده و خلق كرد از همان نفس
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 14 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 189 .