حاج ملا هادي السبزواري
111
شرح مثنوى
فعل حق و فعل ما هر دو ببين : چنان كه وجود حق و وجود ما هر دو ببين كه بايد وحدت در كثرت و كثرت در وحدت ديد . پس چنان كه زيد وجود دارد و منافات ندارد كه حق در همه جا وجود دارد - چه اول حقيقت وجود منسوب به حق است و ثانياً نسبتى به زيد هم دارد كه اضافهء وجود خاص به قابل هم چيزى است كو اضافه به فاعل بالوجوب باشد و اضافه به قابل بالامكان - پس همچنين فعل و اثر اين وجود در عين اينكه فعل زيد است ، ليكن از آن جهت كه اثر وجود حق است مفصول مبين ، وجود آثار را يك اثر ببين كه * ( وَما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ 54 : 50 ، ( 1 ) ظل وحدت حقّهء حقيقيه بايد وحدت حقه باشد ليكن ظليه . * ( أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ اَلظِّلَّ 25 : 45 ( 2 ) * ( قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه 17 : 84 . ( 3 ) چون سابق بر اين از جبر حقيقى شطرى سراييد ، اينجا از تفويض حقانى تحقيق فرموده تا حقيقت امر بين الأمرين مكشوف گردد . ( ( 1482 ) ) خلق حق افعال ما را موجدست * فعل ما آثار خلق ايزدست ن 73 9 - ك 32 8 خلق حق افعال ما را موجدست : يعنى فرق است ميان خالقيت و فاعليت ، كه ما فاعل فعل مخصوص هستيم به نحوى كه گفتيم و امّا خالق فعل نيستيم ، خالق خداست . و مرجع و حقيقت اين تفرقه به آن است كه مبدأ وجود و فيّاض وجود على الاطلاق بر هر ماهيتى و تعيّنى حق تعالى است و ما مبدأ معدّ حركاتى هستيم . پس فعل ما حركت ، و خلق و خالقيت حق تعالى وجود است ، چنان كه در حقيقت ايجاد گفتيم . ( ( 1483 ) ) ناطقى يا حرف بيند يا غرض * كى شود يك دم محيط دو عرض ن 73 10 - ك 32 9 حرف بيند يا غرض : به طور منع جمع است . يعنى حرف بيند يا معنى . و باز دارد او را التفات به هر يك از ديگرى . پس ناطق امكانى خالق نطق نبود . و « عرض » ثانى به عين مهمله است . ( ( 1484 ) ) گر به معنى رفت شد غافل ز حرف * پيش و پس يك دم نبيند هيچ طرف ن 73 11 - ك 32 10 طرف : به سكون راء ، ديده . مثل : اَعارَته طَرفاً رَآها بِه فَكانَ البَصيرُ بِها طَرفَها گفت ايزد جان ما را مست كرد چون ندارد آن كه خود را هست كرد ن ندارد - ك 32 12 گفت ايزد : يعنى كلمهء كُن . چون ندارد : يعنى « لا يَشغَله شَأنٌ عَن شَأنٍ وَلا يَحجُبه شَيْءٌ عَن شَيْءٍ . » و در بعضى نسخ : « چون
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء قمر ، آيهء 50 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فرقان ، آيهء 45 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء اسراء ، آيهء 84 .