سعيد الدين سعيد فرغاني
53
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )
وحبيب معشوق مانع نمىشود ، برق لامع از جانب معشوق ومراد ، او را جذب نموده واو را جهت ادامه سير وقرب به مراد ترغيب مىنمايد و از ناحيه تواتر بوارق ، از توقف وتردّد در سير باز مىدارد و همين جذبات متواليه او را در ادامه سير وسرعت سلوك ، مدد مىدهد و به تدريج غير حق و غير مراد به كلى از نظرش محو مىشود ، به نحوى كه برق كشف ولمعان شهود حاصل از تجليات وارده از مراد ، صفاى حال وشوقى در او ايجاد مىنمايد كه لا يعارضه العلم ولا يفارقه الهمّة ولا يسلو عن الشوق ولا يسلب عنه الحال [ 1 ] ، في وقت من الأوقات . در مرتبهء سوم از تمكَّن ، عارف از حجب طلب عبور نمايد و به مقام جمع و اصل شود ومستقرّ در حضرت جمع گردد و از طلب كه ملازم عدم حضور وغيبت است ، رهائى يابد و به مقام بقاى بعد از فنا وصحو بعد از محو و تمكين بعد از تلوين مشرف شود - واستقر فوق جميع المراتب ، لابسا نور الوجود بالبقاء الفناء - چون در مقام شهود ، جمع به فناى محض وفقر مطلق مىرسد و بعد از اين فناى صرف ، از ناحيهء عنايت ازليه به مقام بقاى بعد از فناء مىرسد - وثمّ ردّ إلى البقاء بالوجود الحقاني ، فاستقام لابسا نور الوجود الحق في موطن الغيب المطلق ، فلا يعرفه إلَّا الله ، كما ذكره الشيخ المحقق الكاشاني في شرحه . تمكَّن آخر ، مقام ولايت ونهايت مراتب تدانى وبدايت مقام تدلَّى و اول سفر ثانى از اسفار سلاك عملى است كه عارف در اين مقام ، به واسطه خلع وجود امكان و در بر نمودن وجود حقانى واتصاف به شرح صدر حاصل از سفر از حق الى الحق بالحق ، از مراتب كمال به مقام إحسان كه اول مراتب كمال است و از اصول به اول مقامات وصول و از لطايف سبع به لطايف سر و روح و اصل و به نهايت مقام قاب قوسين وبدايت مقام أو أدنى مىرسد . صاحب اين مقام از مراتب « فتوح » ، به فتح مبين و از بطون هفتگانه بطن چهارم و پنجم و ششم نايل مىگردد . آن چه در اين مقام ذكر شد ، به اعتبارى از درجات ولايت عامه
--> [ 1 ] . شيخ در صد ميدان أفادت فرموده : « از ميدان أدب ميدان تمكن زايد . تمكن آن است كه كار ، مرد را ( ملكه ) گردد كه از كوشش باز رهد ، وتمكن از سه چيز بايد جستن : از خوى در سه جاى و از تن در سه جاى ، و از دل در سه جاى . اما تمكن در خوى : در بيم و در خشم و در حاجت . وامّا در تن از سه جاى : در بيمارى و در غريبى و در درويشى . و از دل در سه جاى : در ظن و در تميز و در همت .