سعيد الدين سعيد فرغاني

30

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي )

كميت آن لنگ است . جمع بين مؤدّاى برهان ونظر ومطالب كشف وشهود و مبانى شريعت مصطفوى ، به نحو تفصيل از مختصّات صدر المتألهين است و در دورهء اسلامى نظير ندارد . بايد توجه داشت كه اكثر مباحث دانشمندان اسلامى وافاضل مغرب زمين در فلسفه وعرفان اسلامى در قرون اخير ، بدون مراجعه به افكار ملا صدراى شيرازى ارزش زياد علمى ندارد وكثيرى از سخنان آنان خالى از اعتبار است . چون كليهء مشارب فلسفى در دوران اسلامى ومباحث عرفانى در كتب صدر الحكماء - بالخصوص كتاب « اسفار » و « شواهد الربوبية » و ديگر آثارى كه در آن افكار عرفانى مورد بحث قرار گرفته ، مثل كتاب « تفسير » و « شرح نفيس او بر اصول كافى » شيخ اعظم ومحدّث كبير ، محمد بن يعقوب كلينى وكتاب « اسرار الآيات » و « مفاتيح الغيب » جلوه وظهورى ديگر دارد . بحث در تصوف بدون آگاهى از مآخذ اصلى آن - قرآن وحديث - ناقص و بى اصل واساس است و بدون توجّه به اين اصل مهمّ واساسى كه انبياء واولياء و به نحو اكمل ومستوفى حضرت ختمى مرتبت سيدنا ونبيّنا محمد واولياى محمديّين لا سيما آدم الأولياء ، خاتم ولايت محمديه حضرت ولايت مدار على بن ابى طالب وائمهء بعد از او ، تابعان خود را به أحديت جمع ومقام جمع اسم اعظم يعنى اسم الله دعوت نموده اند . انا لله ، اشارت است به آن كه مبدأ تنزل انسان و مرتبه تعيّن او از غيب وجود ، مقام تفصيل اين اسم است كه مقام واحديت باشد ، وانا إليه راجعون ، اشارت به رجوع إلى الحق در قوس صعود از ناحيهء حكومت اسماء الهيّه بر مظاهر خلقيه صعودا ونزولا است . نبى و ولى ، خواص از تابعان خود را كه داراى استعداد سلوكاند ، به حق مىرسانند و رسيدن ورجوع به حق بدون سير إلى الله امكان ندارد ، شخص متوقف در نشئات حس به حق نمىرسد . فرق است بين دانستن حق و رسيدن به او ، رسيدن به حق بدون گذشتن از خود امكان ندارد و از اين گذشتن تعبير به « فناء » نموده اند ، بيرون كردن غير حق از قلب و روح ، وقلع ريشهء شرك ، ونيل به مقام خلوص ، واتيان موجبات قرب ، و ترك اسباب بعد كه بالأخره به مشاهدهء حق به عين قلب ورؤيت مقام كبريايى بدون وساطت حجب از جمله