المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )
461
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
و معناى ( و من كان في هذه أعمى فهو في الآخرة أعمى و أضل سبيلا ) همين معنى است ، يعنى هر كسى در اين جهان قدرت و مقام روحى او به هر اندازه اى باشد : در آخرت نيز در همان مقام و به همان اندازه خواهد بود . آرى با رسيدن موت : تن و جسم طبيعى انسان متحول شده و از ميان برداشته مىشود ، و اما نفس انسانى هيچ گونه تحولى در او پيدا نخواهد شد ، و با هر كيفيت و خصوصيت و وسعت و صفات و قدرت و نورانيت و يا آلودگى و ظلمت و محدوديت و وابستگيها كه در اين جهان بوده است : ادامه پيدا كرده ، و بلكه صفات و امتيازات و خصوصيات او هويدا خواهد شد . 4 - روح انسانى در آغاز تعلق به بدن به موجب و نفخ فيه من روحه - امر بسيط و مجرد و خالص و پاك روحانى است . و اين امر چون تخمى كه استعداد نمو و رشد و ترقى و تعالى دارد ، چون به همراه تن جريان زندگى و مسير رشد و ترقى خود را شروع كرد : اگر آلودگيها و توقف پيدا نكرد ، در همان طهارت و صفا و خلوص و قدرت باقى بوده ، و بر قوت و نيروهاى روحانى او افزوده خواهد شد . و اگر در مقام رشد تحت تأثير قواى جسمانى و شهوات و تمايلات مادى قرار گرفته و آلوده به علايق و خصايص و لوازم زندگى دنيوى گشت ، نه تنها از رشد روحانى محروم خواهد بود ، بلكه ممكن است در اثر گرفتارىهاى روحى و تاريكىهاى ناشى از اعمال سوء و اخلاق و صفات رذيله : صفا و طهارت و نورانيت خود را هم از دست داده ، و به كلى محجوب و مبتلا گردد . 5 - مسلم است كه كمال انسان با رشد و قوت روح انسان پيدا مىشود ، و اما كمال تن از جهت تنومندى و پرخورى و شهوترانى و تأمين غرايز جسمانى و به دست آوردن وسائل عيش و آسايش و خوشيهاى مادى : هرگز آدمى را به قدرت و نيروى انسانى و قوت و كمال حقيقى نخواهد رسانيد . اولا اين خوشىها هر يك آلوده و توأم با رنج و زحمت و گرفتارى است ، و در جهان مادى لذتى بدون رنج و زحمت نيست . و ثانيا اين خوشىها از عوارض زندگى است و مربوط به ذات انسان نيست كه موجب كمال و قدرت ذاتى او گردد . و ثالثا تمام اين خوشىها و لذائذ موقتى و چند روزى است ، و با از ميان رفتن تن همه از ميان خواهد رفت . 6 - سير و سلوك : يعنى تكميل نفس و سير كردن به سوى كمال انسانى و چون هستى كامل و وجود تمام از هر جهت كه قادر مطلق و عالم مطلق وحى مطلق و أزلى و ابدى و غنى بالذات باشد تنها خداوند متعال است : پس لازمست انسان خود را به او نزديك كند ، تا از فيوضات و الطاف و توجهات او استفاده كرده ، و در نتيجه قرب حقيقى كه اتصاف به صفات او و تزكيه از صفات رذيله و مانعه و حجابهاى ظلمانى باشد : خود را به مراحل كمال سير بدهد . پس حقيقت سير و سلوك : قرب به خداوند متعال است . و حقيقت قرب به خدا اتصاف به صفات اوست . 7 - و بايد توجه داشت كه : وظيفهء اول و نخست فريضه براى انسان ، همان سير و سلوك