المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )
400
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
[ ( شرح ) ] خوف و رجا در مرحلهء اول سير و سلوك الهى صورت مىگيرد ، و چنان كه معلوم شد ، در اثر تحقق خوف ، آدمى خود را از موارد محرمه و ممنوعه و قدمهاى خطرناك و اعمال سوء نگهدارى كرده ، و از تماس با منهيات نگهدارى مىكند . و رجا و اميدوارى انسان را به سوى موضوعات مطلوبه و امور پسنديده سوق مىدهد . و بعد از اين مرحله : خوف و رجا به صورت محكمتر و معنوىتر و روحانىترى جلوه كرده ، و به عنوان قبض و بسط محقق مىشود ، قبض به معنى اخذ كردن و محدود نمودن و گرفتن است ، و بسط در مقابل قبض و به معنى باز كردن و وسعت دادن و سريان و جريان دادن است . قبض و بسط هميشه از ناحيهء بالا و از جانب الهى صورت مىگيرد - ان الله يقبض و يبسط ، و در اثر قبض و بسط ، انقباض و انبساط براى بندهء سالك حاصل مىشود . سالك در مرحلهء قبض و بسط از توجه به معصيت و خلاف و يا طاعت و موافقت آزاد و بالا رفته ، و طاعت و معصيت او توجه و ارتباط و حالات قلبى و روحانيت پيدا كردن است ، و چون نور و شعاع روحانى لازمست از طرف بالا به دل وارد و منعكس در آن باشد ؛ محدود شدن و گرفتن آن شعاع به نام قبض اصطلاح مىشود ، و جريان و امتداد و سريان آن بسط خواهد بود . پس انقباض مانند حالت خوف است كه آدمى خود را محدود گرفته و از حركت به سوى خلاف محدود و منقبض مىكند . و انبساط چون رجا مىباشد كه حالت ارتباط و سريان و امتداد روحانيت و توجه برقرار مىشود . و چون در اين مرحله پيشرفتى حاصل شد ، منزل ديگرى به نام رضوان ديده مىشود ، و سالك در اين مرحله از جهت توجه و ارتباط و جريان و سريان نور و روحانيت منتهى شده ، و برنامهء ديگرى پيدا كرده ، و آيين اين منزل رضا و خوشنودى پروردگار متعال است ، و تمام توجه و همهء مطلوب و منظور حصول رضوان خواهد بود . مفهوم رضوان الهى با هر دو معنى ( قبض و بسط ) جمع مىشود ، و در اين مرحله انقباض و انبساط مورد توجه نيست . و پس از مرحلهء رضوان مقام عبوديت است ، و در اين مقام فقط و فقط تحقق بندگى و عبوديت مورد توجه و عنايت است ، و نبايد شخص سالك در اين مرحله توجهى به قبض و بسط و يا حصول رضوان داشته باشد ، اينجا مقام بندگى است ، و شخص بنده را به جز انجام وظائف بندگى نبايد مقصد و هدف ديگرى باشد ، و بنده را غرض و نظر ديگرى در دل داشتن عصيان است . پس حقيقت جمله - يطير بهما العبد الى رضوان الله - و بحياة القلب البلوغ الى الاستقامة - معلوم و روشن گرديد . دلى كه با رخ و زلف تو همنشين باشد ، مجرد از غم و شادى و كفر و دين باشد مرا كه جنت ديدار در درون دل است ، چه التفات به جنات و حور عين باشد