مسجد انگجي تبريز
306
مقالات وگفتارها ( فارسي )
برزخيه واخرويه صد گونه صدا را ابداع مىكند چه در عالم مثال مدارك صد مىشود زيرا كه مدارك جزئيه در عالم طبيعت ده است پنج ظاهره وپنج باطنه ، وعالم مثال چون عالم وسعت است پس عدد مدارك جزئيه در قالب مثالي ترفع مىيابد وبه نحو ضرب صد مىشود چه هر چه اينجا هست از فعليت وكمال آنجا هست بنحو أعلى . ومعنى ضرب كه گفتيم آنست كه هر يك از ده مدارك عالم مثال كار ده مدرك از آن مىآيد كه بصر آن بصر است وسمع وشم وذوق ولمس تا آخر ، وسمع آن سمع است وبصر است تا آخر ، وقس عليه . وهمه اينها اظلال وحكايات اند از براي عالم عقل ، اين است كه مأثور است كه موسى عليه السلام از همه در كوه طور صدا مىشنيد . ونيز مىگوئيم كه صد يا هزار باعتبار مظهريت كليات أسماء حسنى است والا لا تعد ولا تحصى است ، ومؤيد اين است آنچه در قصص است كه موسى در ميقات چون هفتاد كلمه بي واسطه شنيد طمع در رؤيت كرد ، وتا چندين مرتبه هي مىگفت : " رب أرني انظر إليك " وهر بار ملائكة به شكلهاى مهيب فرود آمدندى وبر گرد طور گشتندى وسخنهاى سخت وتعريض گفتندى وموسى همچنان در سؤال مبالغه مىكرد تا آن كه چون بار ديگر " رب أرني انظر إليك " گفت هفتاد هزار موسى را ديد كه پشمينه ها بر سر بسته وعصاها در دست گرفته ديدار جويان " رب أرني انظر إليك " مىگفتند . وبايد بدانى كه اينها صور مثاليه اند . ومقرب اين معنى آنكه تو هم كه پيغمبر نيستى ونظر توحيد خاصي را ندارى صور كثيره دارى كه لا تعد ولا تحصى چه در ألواح علوية وسفليه صور تو ثبت است در نفوس فلكية ودر نفوس ارضيه ودر خيالات ودر صيقليات كه شيئيت شئ به صورت است پس چه باشد امرآنان كه أنفسهم في النفوس وأرواحهم في الأرواح واشباحهم في الأشباح وجان عالم اند وجان جان را آيت كبرى اند " ألم تر إلى بك كيف مد الظل " " مىزهاند " يعنى مىشكافد به سبب آن آوازها كه قدرت حق اند ، در آن كوه