مسجد انگجي تبريز
284
مقالات وگفتارها ( فارسي )
وغيرها نام مىبرند . در اين كلمه نظر ما به تسميه آن به هيولى است . جسم طبيعي در حكمت مشاء مؤلف از هيولاى مادي وصورت مادي است . اما صادر نخستين هيولائى است كه جميع كلمات وجودية از عقل أول تا هيولاى اولاى مادي طبيعي بر آن منقش اند وقائم بدانند . نفس وبدن وملكات نفس وصور برزخي نفس در حكمت مشاء وحكمت متعاليه بعنوان هيولى وصورت اند كه اينك بيان مىكنيم : هيولا وصورت عالم طبيعت كه دو أصل جسم طبيعي اند وجسم مؤلف از آن دو است بدين نحو است كه هيولى متحقق به صورت جسمية است هر چند صورت جسمية بدون نوعيه در خارج بوقوع نمىرسد ، وصورت جسماني شريكة العلة است وعلت أصل مفارق راست كه هيولى را در كنف صورت تحقق مىدهد ونگاه مىدارد به تفضيل وبيانى كه در نمط أول إشارات شيخ وشرح خواجة بر آن آمده است ، اما صادر نخستين جوهر مطلق وهيولاى كلى است كه محصل همه صور كلمات نوري وجودي ما سوى الله بإذن الله است كه تحصل وتحقق صور وجوديه مطلقا أعم از مقارق ومقارن به اين هيولاى اعني وجود منبسط است به عكس هيولى وصورت ياد شده در حكمت مشاء كه هيولى به متحصل است . اما نفس وبدن : در اين نشأه نفس محصل بدن است وبدن بدان متحصل است يعنى نفس صورت بدن است ، ودر نشأه ورأى طبيعت نفس هيولاى صور أبدان برزخي خود است واين أبدان صور ملكات نفس اند ، وهمه از منشئات نفس اند وبدو متحصل اند وبدو قائم اند ، پس نسبت با بدن در نشأه طبيعت نسبت صورت با هيولاى به اصطلاح حكيمان مشاء است ، ونسبت آن با أبدان برزخي كه صور مثالي قائم بدويند نسبت هيولى وصور باصطلاح عارفان بالله است . شيخ رئيس در تفسير سوره فلق ، قضا را بر صادر نخستين اطلاق كرده است ، وقدر را بر كلمات وجوديه منتقش بر أو ، ونعم ما فعل ، وعبارت شريفش چنين است : " أول الموجودات الصادر عنه هو قضاؤه وليس فيه شر أصلا إلا ما صار مخفيا تحت سطوح النور الأول ، وهو الكدرة اللازمة لما هيته المنشأة