الملا فتح الله الكاشاني
27
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آورد در وجود نخواهد آمد پس ايشان را هدف تير نفرين كرده از حق سبحانه سؤال استيصال فرمود حيث قال جل ذكره حكاية عنه : ( 26 ) - * ( وَقالَ نُوحٌ ) * و گفت نوح عليه السّلام بعد از اين اخبار يعنى مناجات فرمود كه * ( رَبِّ لا تَذَرْ ) * اى پروردگار من مگذار * ( عَلَى الأَرْضِ ) * بر روى زمين * ( مِنَ الْكافِرِينَ ) * از ناگرويدگان * ( دَيَّاراً ) * هيچ ساكن دارى يا هيچ دور كننده اى مراد هلاكت عامست يعنى هيچ كافر را زنده نگذار ، در كشاف آورده كه ديار از اسماى مستعمله در نفى عامست يقال ما بالدار ديار و ديور كقيام و قيوم و اين بر وزن فيعالست مشتق از دور يا دار و اصل آن ديوار بوده و اعلال آن مثل اعلال اصل سيد و ميت است و اگر بر وزن فعال ميبود دوار ميبود ، حاصل كه نوح عليه السّلام گفت اى پروردگار من هيچ كس را بر وى زمين مگذار . ( 27 ) - * ( إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ ) * بدرستى كه اگر تو بگذارى ايشان را * ( يُضِلُّوا عِبادَكَ ) * گمراه گردانند بندگان ترا يعني مردمان را اضلال كنند و از دين باز دارند * ( وَلا يَلِدُوا ) * و نزايند * ( إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً ) * مگر فجور كننده ناسپاس را و اين از قبيل تسميه شيء است باسم ما يؤل كقوله عليه السّلام من قتل قتيلا فله سلبه يعنى چون بالغ شوند كافر و فاجر باشند ، و مرويست از مقاتل و ربيع و عطا كه نوح عليه السّلام وقتى اين دعا بر ايشان كرد كه خداى تعالى ارحام زنان را عقيم ساخته بود و اصلاب مردان را خشك گردانيده بود بچهل سال يا هفتاد سال پيش از دعاى وى و در وقت نزول عذاب هيچ صبى و صبيه در ميان ايشان نبود و كسانى كه بر آنند كه در ميان ايشان صبيان بود گفتهاند كه صبيان بر وجه عقاب غرق نشدند بلكه هلاكت ايشان بر اينطريق بود كه الحال فوت ميشوند بمسببات هلاكت از هدم طاعون و وباء و حرق و غرق و سقوط از علو و غير آن و اين موجب زيادتى عذاب آباء و امهات ايشان بود زيرا كه ايشان مشاهدهء عذاب اطفال خود ميكردند كه ايشان به آب فرو مىرفتند و هلاك مىشدند و حسن بصرى را از غرق صبيان ايشان سؤال كردند گفت علم اللَّه براءتهم فاهلكهم به غير عذاب ، و بعد از دعاى بد برايشان از براى خود و ساير مؤمنين و مؤمنات دعا كردند بر اينوجه كه : ( 28 ) - * ( رَبِّ اغْفِرْ لِي ) * اى پروردگار من بيامرز مرا و از ترك مندوب و ترك اولى عفو فرماى * ( وَلِوالِدَيَّ ) * و مر پدر و مادر مرا ، والد او ملك بن متوشلخ بود و والدهء او سمحاء بنت انوش و اين هر دو از صلحاء و اتقياى اهل ايمان بودند و گويند مراد آدم و حوايند * ( وَلِمَنْ دَخَلَ ) * و هر كسى را كه درآمده * ( بَيْتِيَ ) * به خانه و منزل من يا بكشتى من يا به مسجد من * ( مُؤْمِناً ) * در حالتى كه مؤمن