الملا فتح الله الكاشاني

23

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

گسترده كه آرام در آن توان گرفت ، و بر آن منقلب تواند شد مانند تقلب شما بر بساط خود . ( 19 ) - * ( لِتَسْلُكُوا مِنْها ) * تا ميرويد از آن زمين * ( سُبُلًا فِجاجاً ) * براههاى گشاده ، ذكر ( من ) به جهت آنست كه متضمن معنى اتخاذ است يعنى فرا مىگيريد از آن راههاى واسعه را و گويند سبل در صحارى است و فجاج در جبال ، و ببايد دانست كه حضرت نوح عليه السّلام در اين آيات تعداد ضروب نعم او سبحانه نموده به جهت امتنان بر خلقان و تنبيه بر آنكه او است كه مستحق عبادت است نه غير او و دلالت ايشان بر آنكه او عالمست بمصالح ايشان و مدبر احوال ايشان بر آنچه مقتضى حكمتست پس واجب است كه اين نعم جليله را مقابله نكنند بكفر و جحود ، و با وجود عرض اين نعم عظيمه قوم نوح متأمل نشدند و رؤساى ايشان اتباع خود را بيشتر اغواء و اضلال كردند تا بدتر و جفاكارتر گشتند پس در عصيان و عناد افزودند . ( 20 ) - * ( قالَ نُوحٌ ) * گفت نوح عليه السّلام بعد از مشاهدهء اين حال * ( رَبِّ ) * اى پروردگار من * ( إِنَّهُمْ عَصَوْنِي ) * بدرستى كه ايشان يعني همه امت مىعاصى شدند و نافرمانى كردند مرا ، و امر و نهى مرا بسمع قبول نشنيدند * ( وَاتَّبَعُوا ) * و پيروى كردند * ( مَنْ لَمْ يَزِدْه ) * آن را كه زياده نكرد مر او را * ( مالُه وَوَلَدُه ) * مال و فرزند او * ( إِلَّا خَساراً ) * مگر زيانكارى و گمراهى يعنى فرمان من نبردند و متابعت كردند مهتران خود را كه مغرور بودند بمال و فرزندى كه سبب زيادتى خسارات ايشان شد در آخرت مراد آنست كه تبعيت ايشان به جهت وجاهت رؤسا بود كه منشأ آن كثرت اموال و اولادى است كه مثمر مزيت خسارت ايشان است در نشئه آخرت ، و قوله : ( 21 ) - * ( وَمَكَرُوا ) * عطفست بر لَمْ يَزِدْه و ضمير راجعست به مَنْ و جمعيت آن باعتبار معنى آنست يعني پيروى كردند كسانى را كه مكر كردند * ( مَكْراً كُبَّاراً ) * مكرى بغايت بزرگ چه سفله وادانى را بحيله بازى و چابلوسى بجانب خود كشيدند و از من تنفير كردند و گفتند كه اين مرد مجنون و مسحور است و اگر پيغمبر بودى بكثرت مال و منال موصوف بودى پس ايشان را بايذا ، و آزار من تحريص كردند و به سنگ جفا اعضاى مرا شكسته و مجروح ساختند ، ايثار ( كبار ) بر ( كبار ) جهت مبالغه است در عظم مكر چه آن ابلغست از كبار مخففه كه مبالغه كبير است يعنى مكرى در غايت و نهايت شدت ، مرويست كه اعرابى اين آيه از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بشنيد گفت ما افصح ربك يا محمّد ، و اسناد فصاحت به او سبحانه از جهت جهالت وى بود زيرا كه او سبحانه موصوف بفصاحت نمىشود ، و گويند مكر بزرگ آن بود كه چون هر يك از ايشان پير شدى كودك خود را برداشته نوح را بوى نمودى و گفتى اى پسر پير شده‌ام و مشرف بر موتم بايد كه بعد از من گرد اين مرد نگردى