الملا فتح الله الكاشاني
22
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
روشنى كه پرتو آن بهمهء آسمان و زمين ميرسد ، و در بعضى تفاسير مذكور است كه جرم قمر در آسمان دنيا است و نور وى تابد بر همهء آسمانها چنان كه در زمين مىتابد و آنها را روشن ميسازد ، و در كشاف آورده كه نسبت دادن جزم قمر بسماوات با آنكه در آسمان اولست به جهت حصول ملابست است ميان آسمانها من حيث الطباق هم چنان كه جايز است كه گويند فى هذه الدور بئر اگر چه چاه در يكى از آنها باشد ، و از ابن عباس نقلست كه معنى آنست كه حق سبحانه ماه را گردانيده است نورى در آسمانها و زمينها ، پس بنا بر اين ظرف صله نور باشد نه قمر ، و نزد بعضى ديگر ( فى ) بمعنى ( مع ) است و تقدير اينكه جعل القمر مع خلق السماوات و الارض * ( وَجَعَلَ الشَّمْسَ ) * و گردانيديم آفتاب را * ( سِراجاً ) * چراغ اهل زمين ، و تسميه آن بچراغ به جهت آنست كه چنانچه چراغ ظلمت را از حوالى خود زايل مىسازد آفتاب نيز تيرگى شب را از عرصه زمين محو مىگرداند و حضرت رسالت را سراج منير ملقب ساخت به جهت آنكه نور وى تاريكى كفر و نفاق را از عرصهء عالم زايل گردانيد . از ابن عباس و ابن عمر مرويست كه روى آفتاب و ماه در مايلى آسمانها است و پشت آن در مايلى زمين پس اهل آسمان از وجه آنها مستضىء مىشوند و اهل زمين از ظهر آن ، و چون روشنى سراج از روشنى نور اقويست از اين جهت اسناد نور بقمر كرد و اسناد سراج بشمس ، و مثل اين است قوله تعالى هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَالْقَمَرَ نُوراً چه روشنى ضياء نيز از نور ابلغ است . ( 16 ) - * ( وَاللَّه أَنْبَتَكُمْ ) * و خداى برويانيد شما را يعنى نهال وجود پدر شما را كه آدمست * ( مِنَ الأَرْضِ ) * از زمين پس برست آدم از خاك * ( نَباتاً ) * رستنى و هر گاه كه پدر از خاك باشد همه اولاد او نيز در اصل از خاك مخلوق خواهند بود ، و انبات مستعار است از براى انشاء به جهت آنكه دلالت انبات بر حدوث و تكون از زمين بيشتر است از دلالت انشاء بر آن ، و گويند مراد انشاء همهء خلقانست باغتذاى آنچه از زمين رسته مىشود و نمو ايشان بسبب آنست و بر هر تقدير اصل كلام أنبتكم انباتا فنبتم نباتا است ، و اختصار به جهت آنكه اكتفاء است بدلالت التزاميه و يا آنكه نصب * ( نَباتاً ) * به * ( أَنْبَتَكُمْ ) * است به جهت آنكه متضمن معنى نبتم است . ( 17 ) - * ( ثُمَّ يُعِيدُكُمْ ) * پس باز برد شما را * ( فِيها ) * در زمين يعنى بعد از موت بقبر در آورد * ( وَيُخْرِجُكُمْ ) * و بيرون آورد شما را از قبر در روز نشر * ( إِخْراجاً ) * بيرون آوردنى از براى حساب و جزاء و تأكيد اين فعل بمصدر بر طريق فعل اول به جهت دلالتست بر آنكه هم چنان كه به دو محقق است اعاده نيز محقق الوقوع است و لا محاله واقع خواهد شد فكأنه قال أنبتكم حقا و يخرجكم حقا . ( 18 ) - * ( وَاللَّه جَعَلَ لَكُمُ ) * و خداى گردانيد براى شما * ( الأَرْضَ بِساطاً ) * زمين را مانند فرش