الملا فتح الله الكاشاني
57
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( تَأْثِيمٌ ) * و نه گناه كار گردانيدن يعنى در ميان آن فعلى نكنند كه موجب اثم باشد و قولى كه بسبب آن بگناه منسوب گردند بر خلاف آنچه از عادت اهل شربست در دنيا از شتم و فواحش و عربده كه موجب اثمند مراد آنست كه عقول اهل بهشت بر حال خود باشد و هر چند در شرب آن اغراق نمايند عقول از ايشان زايل نشود و هيچ اثمى بر آن مترتب نگردد * ( وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ ) * و طواف كنند بر گرد ايشان با كاسهاى خمر يا براى خدمت * ( غِلْمانٌ لَهُمْ ) * خادمانى كه مخصوص باشند مر ايشان را بر شكل پسران خوش صورت آفريده شده * ( كَأَنَّهُمْ ) * گوييا كه ايشان در صباحت حسن و صفا و لطافت * ( لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ ) * مرواريد پوشيدهاند يعنى هم چنان كه مرواريد در صدفست در كمال صفا و طراوتست و اصلا نظارت و طراوت آن زايل نميشود بسبب استعمال يد و رسيدن گرد و غبار و آفتاب پس غلمان نيز چنين باشند كه دست هيچكس بدامان ايشان نرسيده باشد و بسبب اسباب خارجى متبدل نگشته از قتاده نقل كردهاند كه كسى از حضرت رسول ( ص ) پرسيد كه يا رسول اللَّه خادم چنين است مخدوم چگونه باشد آن حضرت فرمود كه ان فضل المخدوم على الخادم كفضل القمر ليلة البدر على ساير الكواكب فضل مخدوم بر خادم چون فضل ماه شب چهارده باشد بر جميع ستارگان و نيز از آن حضرت مرويست كه ان ادنى اهل الجنة منزلة من ينادى الخادم فيجيبه الف ببابه لبيك لبيك كمترين اهل بهشت از روى مرتبه كسيست كه خادم خود را بخواند هزار خادم در جواب او به لبيك لبيك لب بگشايند و در روايت آمده هم چنان كه اهل بهشت از غلمان محظوظ باشند غلمان نيز در خدمتكارى ايشان در كمال التذاذ باشند چه انجا دار استراحت است نه سراى كلفت و در تبيان آورده كه ذكور اولاد مشركان غلمان اهل جنت باشند و اناث ايشان حور عين و اولاد مؤمنان با پدران خود بر همين هيئاتى باشند كه در دنيا بودهاند و اين نقل غريب است القصه چون اهل بهشت بر تختهاى زرين مقابل يكديگر نشسته باشند * ( وَأَقْبَلَ ) * و روى آرند * ( بَعْضُهُمْ ) * بعضى از ايشان * ( عَلى بَعْضٍ ) * بر بعضى ديگر * ( يَتَساءَلُونَ ) * در حالتى كه پرسند از يكديگر احوال و اعمال خود را كه موجب اين سعادت شده * ( قالُوا إِنَّا كُنَّا ) * گويند كه بدرستى كه ما بوديم * ( قَبْلُ ) * پيش از اينروز * ( فِي أَهْلِنا ) * در ميان اهل خود يعنى بوديم در دنيا * ( مُشْفِقِينَ ) * ترسندگان از عذاب و عقاب نيران و بسبب آن بطاعت رحمن مرتكب شده از عصيان مجتنب مىشديم * ( فَمَنَّ اللَّه ) *