الملا فتح الله الكاشاني
402
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كرد تقديم فى سلسلة هم چه تقديم جحيم است در دلالت كردن بر اختصاص و اهتمام بذكر انواع آنچه به آن معذب شود و ايراد ثم به جهت بيان تفاوت عذاب ثانى است از عذاب اول در شدت و فظاعت از نوف بكالى منقولست كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه مراد به ذراع ذراع فرشتگانست كه هر ذراعى هفتاد باع است و هر باعى بعد آن مسافتى كه ميانهء كوفه و مكه است و اين حديث را در مسجد كوفه نقل كرده و بعضى اسناد اينحديث بقتاده ميكنند و از كعب الاحبار مرويست كه اگر همهء آهن كه در دنيا است جمع كنند به وزن يك حلقه از آن زنجير نيست و اگر حلقه از آن بر كوه هاى عالم نهند چون از زير بگذارد و از سويد بن نجيح روايتست كه همه اهل دوزخ در اين سلسله باشند و ابن عباس فرموده كه زبانيه سلسله را از زير او درآورند و ببينى او كشند و در دهن وى كنند و از چشمش بيرون آورند و در كشاف آورده كه مراد بسبعون ذراعا وصف سلسله است به طول كما قال اللَّه تعالى إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً كه مراد مرات كثيره است نه عدد معين و مقرر است كه هر چند سلسله اطول باشد عقوبت آن اشد باشد و بعد از ذكر انواع تعذيب تعليل آن مينمايد بر طريق استيناف كه ابلغ است از ايراد لام علت بقوله * ( إِنَّه كانَ ) * گوئيا كسى گفته كه چيست او را كه معذبست به اين عذاب شديد حق سبحانه جواب داده كه بدرستى و راستى كه او بود در دنيا * ( لا يُؤْمِنُ ) * كه ايمان نميآورد * ( بِاللَّه الْعَظِيمِ ) * بخداى بزرگ ذكر عظيم جهت اشعار است بر آنكه مستحق عظمت و بزرگوارى اوست نه غير او و كسى كه تعظيم او نكند البته مستوجب اين عقوبت خواهد بود * ( وَلا يَحُضُّ ) * يعنى تحريص نميكرد مردمان را * ( عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ ) * برخوردنى درويش يعنى بر طعام دادن ايشان به او چه جاى بذل طعام خود به او مراد اعطاى زكات مقروضه و حقوق واجبه است و گويند معنى آيه آنست كه منع نفس خود ميكرد و خود را بر اين نميداشت كه بذل طعام كند باهل استحقاق صاحب كشاف آورده كه در اينكلام دو دليل قويست بر عظم جرم بر حرمان مسكين يكى آنكه او را معطوف ساخته بر كفر و قرين آن گردانيده دوم ذكر حض فرموده در مقام فعل تا معلوم شود كه عذاب تارك حض هر گاه به اين مثابه باشد پس حال تارك فعل چگونه خواهد بود و تخصيص امرين بذكر به جهت آنست كه اقبح عقايد كفر است بوحدانيت الهى و اشنع رذايل بخل و قساوت قلبى آيه دالست بر مكلف بودن مشركان باصول و فروع ايمان مروى است كه ابو دردا زن خود را تحريص ميكرد بر تكثير مرق براى مساكين و ميگفت خلعنا نصف - السلسله بالايمان أ فلا نخلع نصفها الاخر بالاطعام حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه آن كافران