الملا فتح الله الكاشاني

396

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و آله سالت اللَّه عز و جل ان يجعلها اذنك يا على و طبرسى باسناد خود از مكحول روايت كند كه لما نزلت هذه الاية قال النبى صلَّى اللَّه عليه و آله اللهم اجعلها اذن على ثم قال على فما سمعت من رسول اللَّه شيئا فنسيته حاصل مضمون اين روايت و ساير روايات وارده در اين آيه آنست كه چون اين آيه نزول يافت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله از آفريدگار عالم درخواست و گفت خداوندا گوش برادرم على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه را واعى ساز چنان كه هر چه بشنود آن را ياد گيرد و هرگز فراموش نكند پس دعاى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در حق على بن ابى طالب عليه السلم مستجاب شد كه هر چه از پيغمبر ( ص ) فرا ميگرفت هرگز فراموش نميكرد و نسيان در ذات مبارك او مدخلى نداشت و اين فضيلتى است كه در امير المؤمنين ( ع ) موجود است و در غير او اصحاب مفقود و چون او سبحانه مبالغه فرمود در باب تهويل قيامت و ذكر مكذبان آن به جهت تفخيم شان او و تنبيه بر تحقق آن باز سررشتهء كلام را بشرح احوال قيامت كشيده فرمود * ( فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ ) * پس چون دميده شود در صور * ( نَفْخَةٌ واحِدَةٌ ) * يك دميدن اسناد فعل به مصدر به جهت تقييد آنست بوحدت پس فائده زائده بر مدلول فعل داشته باشد و حسن تذكير فعل بجهة فصل جار و مجرور است ميان او و فاعل و مراد بنفخهء نفخهء صعقه است كه آن نفخهء اولى است و نزد كلبى و مقاتل مراد نفخه ثانيه است حاصل كه چون اسرافيل بفرمان ملك جليل نفخ صور كند * ( وَحُمِلَتِ الأَرْضُ وَالْجِبالُ ) * و برداشته شود زمين و كوه ها از اماكن خود به مجرد قدرت كامله يا بتوسط زلزله يا ببادهاى سخت قَدْ كُنَّا پس در هم شكسته شوند همهء زمين و كوه * ( دَكَّةً واحِدَةً ) * يك شكستنى يعنى همهء زمين و همه كوه ها بيكبار درهم شكنند و خورد و مرد گردند تا مانند گرد در هوا ناپديد شوند و گويند معنى آنست كه منبسط شوند زمين و كوه ببسطه واحده و تمام آن هموار شود كه هيچ نشيب و فراز در آن نباشد مانند اديم ممدود چه دل سبب تسويه است و از اينجاست كه گفته‌اند ناقة ذكاء و ارض ذكاء يعنى ناقهء كه سنام او مرتفع نباشد و مساوى ظهر او باشد و زمينى كه متسع و مستوى باشد و دكان از اين مشتق است به جهت استواى آن * ( فَيَوْمَئِذٍ ) * پس آن روز * ( وَقَعَتِ الْواقِعَةُ ) * واقع شود ساعتى واقع شونده يعنى حادث گردد قيامت * ( وَانْشَقَّتِ السَّماءُ ) * و بشكافد آسمان از طرف مجره * ( فَهِيَ يَوْمَئِذٍ ) * پس آسمان در آن روز * ( واهِيَةٌ ) * سست و ضعيف بود چون پشم رنگين زده شده پس از قوت و استوارى او * ( وَالْمَلَكُ عَلى