الملا فتح الله الكاشاني

325

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

سرمدى محروم شوند و بزندان جحيم و عذاب اليم محبوس گردند * ( أَعَدَّ اللَّه ) * آماده كرده است خداى * ( لَهُمْ ) * براى مشركان * ( عَذاباً شَدِيداً ) * عذابى سخت در هر دو سرا تكرار به جهت وعيد است و بيان تقوى مأمور به فى قوله * ( فَاتَّقُوا اللَّه ) * پس بترسيد از آن عذاب خداى را * ( يا أُولِي الأَلْبابِ ) * اى خداوندان عقلها و از حال و مآل ايشان اعتبار گيريد كه چگونه در دنيا به عذاب استيصال گرفتار شدند و بچه نوع در آخرت بنكال و و بال ابدى معذب و معاقب گرديدند پس از مثل آنچه ايشان كردند احتراز كنيد و از مخالفت خدا و رسول بپرهيزيد و بدانكه ميتواند بود كه عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها و معطوفات آن صفت قريه باشد و اعد اللَّه لهم جواب كاين باشد و معنى اينكه بسا اهل دهى كه بصفات مذكوره متصف بودند آماده ساخت خداى براى ايشان عذاب شديد و عقاب اليم و چون كفار منتفع نميشوند بذكر و موعظه از اين جهت تخصيص ارباب عقول نموده باهل ايمان بقوله * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * يعنى اى اصحاب عقول كه ايمان آورده‌ايد و ايراد ضمير غايب در موضع مخاطب بجهة ارجاع آنست كه به موصول * ( قَدْ أَنْزَلَ اللَّه ) * بتحقيق كه فرستاده است خداى * ( إِلَيْكُمْ ) * بسوى شما * ( ذِكْراً ) * پندى را يا كتابى را كه قرآنست و تسميه قرآن به آن بجهة آنست كه متضمن موعظه است و شرف دنيا و كرامت عقبى وابسته است به خواندن آن و عمل كردن باوامر و نواهى آن و گويند مراد جبرئيلست و تسميهء او بذكر بجهة كثرت ذكر او است ميان امم انبيا يا بجهة نزول او به قرآن كه متضمر ذكر است يا بسبب آنكه مذكور و مشهور است در طبقات آسمان يا صاحب ذكر و شرفست و از حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام و از حسن بصرى منقولست كه مراد بذكر حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم است و تسميهء او به اين اسم بجهة مواظبت او است به تلاوت قرآن يا بتبليغ آن ببندگان و يا باعتبار آنكه مسبب است از انزال وحى به او يا آنكه مذكور است اسم سامى او بر السنه خلقان و بنا بر اين قول تعبير ارسال بانزال بر سبيل ترشيح است و قوله * ( رَسُولًا ) * بيان ذكر است گاهى كه مراد از آن جبرئيل يا پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم باشد و بنا بر آنكه مراد قرآن باشد رسولا منصوب خواهد بود بفعل مقدر و تقدير اينكه ارسل رسولا يعنى فرو فرستاده است رسول را و ميتواند بود كه معمول ذكر باشد مانند اعمال مصادر در مفاعيل خود و تقدير اينكه انزل اللَّه اليكم ان ذكر رسولا اذكر رسولا يعنى انزال فرموده است بشما آنكه ياد كرده است رسول را در كتب ما سلف يا ياد كردن او رسول را يا آنكه بدل ذكر باشد بمعنى رسالت يعنى انزل اللَّه