الملا فتح الله الكاشاني
264
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
هدايت است از ايشان باز دارد و ايشان را در باديهء خذلان فرو گذارد بسبب فرط عناد و طغيان ايشان يا روز قيامت طريق جنت را بايشان ننمايد بواسطهء كفر و عصيان ايشان و در بعضى روايت آمده كه نضر بن حارث گفت كه روز قيامت لات و عزى مرا شفاعت خواهند كرد نزد خدا و او شفاعت ايشان قبول خواهد نمود حق سبحانه به جهت رد قول او اين آيه فرستاد كه كيست ظالمتر از كسى كه دروغ بر خداى بندد بقبول شفاعت بتان دربارهء كفار و خداى هادى كسانى نيست كه به جهت توغل در عناد از جادهء اسلام منحرف شدهاند و بتسويلات شيطانى و تمويهات نفسانى مغرور گشتهاند در لباب آورده كه چند روزى وحى بر حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرو نيامد كعب بن اشرف گفت مژده باد مر شما را اى گروه يهود كه خداى محمد نور او را فرو نشاند و كار او باتمام نخواهد رسيد اين سخن به آن حضرت رسيد غبار ملال بر آينه دل مباركش نشست جبرئيل عليه السّلام بجهة رفع آن اين آيه آورد كه * ( يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا ) * لام زايده است از براى تأكيد اراده چه لام جاره متضمن معنى اراده است مثل لام جئتك لاكرامك كه بمعنى لارادة اكرامك است پس اصل آن يريدون أن يطفئوا است يعنى البته ميخواهند آنكه فرو نشانند * ( نُورَ اللَّه ) * نور خداى را و ميتواند بود كه مفعول يريدون محذوف باشد و تقدير اينكه يريدون الافتراء ليطفؤا و بنا بر اين لام از براى علت باشد يعنى اراده ميكنند افترا را بر خدا يا پيغمبر تا بنشانند نور حق را كه دين اسلام است يا قرآن يا حجت واضحه و معجزهء باهره بر صدق حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم * ( بِأَفْواهِهِمْ ) * بدهنهاى خود يعنى بطعن كردن به آن بگفتار ناپسنديده و سخن بىادبانه كه در حكم اطفاء است اين تهكم است بكفار در ارادهء ابطال اسلام بگفتار ناصواب هذا سِحْرٌ مُبِينٌ يا غير آن يعنى حال ايشان در اطفا مثل حال كسى است كه بدهن باد دمد در نور آفتاب تا آن را بنشاند * ( وَاللَّه مُتِمُّ نُورِه ) * و خداى تمام گرداننده است نور خود را يعنى روشنى دين خود و شريعت سيد المرسلين را باظهار كلمهء اسلام و تاييد سيد انام و اعلاى دين و شريعت و رسانيدن آن بغايت نهايت تا روز قيامت * ( وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * و اگر چه بكراهت دارند ناگرويدگان از اتمام آن و كراهت ايشان را اثرى نيست در اطفاى چراغ صدق و صواب هم چه ارادهء خفاش كه غير مؤثر است در نابودن آفتاب و نعم ما قيل بيت شبپره گر وصل آفتاب نخواهد رونق بازار آفتاب نكاهد * ( هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ ) * او است آن خدايى كه فرستاد * ( رَسُولَه ) * پيغمبر خود را * ( بِالْهُدى ) * به چيزى