الملا فتح الله الكاشاني

237

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از براى فرداى قيامت يا آنكه محروم ساخت آن را از حظوظ آخرت كه در روز قيامت شدايد و اموال را بايشان نمايد و به جهت آن نفسهاى خود را فراموش كنند كقوله تعالى لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ و سهل بن عبد اللَّه گفته كه چون بوقت كفر و عصيان خداى را فراموش كردند بسبب فرط عناد و طغيان با وجود ظهور دلايل و برهان بر اطاعت رحمن حق سبحانه نيز توبه و انابت را برايشان فراموش گردانيد و ايشان را به حال خود باز گذاشت * ( أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ) * آن گروه ايشانند بيرون رفتگان از دايره فرمان يعنى كاملند در فسوق و عصيان و متوغل در كفر و طغيان بعد از آن مردمان را از خواب غفلت متنبه ميسازد بقوله * ( لا يَسْتَوِي ) * برابر نيستند نزديك خداى * ( أَصْحابُ النَّارِ ) * ياران دوزخ كه نفس خود را خوار ساخته مستحق نار شدند * ( وَأَصْحابُ الْجَنَّةِ ) * و اصحاب بهشت كه در استكمال نفس كوشيده سزاوار جنت گشتند * ( أَصْحابُ الْجَنَّةِ ) * ياران بهشت يعنى ساكنان آن * ( هُمُ الْفائِزُونَ ) * ايشانند رستكاران يعنى از عذاب جحيم باز رسته‌اند و در نعيم مقيم پيوسته صاحب كشاف آورده كه در اينكلام تنبيه مردمانست به آنكه ايشان به جهت فرط غفلت و قلت فكرت در عاقبت و تهالك در ايثار عاجله و اتباع شهوات مهلكه بمرتبهء رسيده‌اند كه گوييا فرق نميكنند ميان جنت و نار و علم ندارند ببون عظيم ميان اصحاب بهشت و دوزخ و نمىدانند كه فوز مقرون باصحاب جنتست و چون حال ايشان چنين است پس ناچار است تنبيه ايشان بر اين و اينكلام مثل آنست كه شخصى بعاق والد گويد هو ابوك اين پدر تست به جهت تنزيل او بمنزلهء كسى است كه پدر خود را نداند و تنبيه او بر حق ابوت كه مقتضى بر و تعطف است بعد از آن بر سبيل تمثل و تخيل بيان تعظيم و توقير قرآن ميفرمايد بقوله * ( لَوْ أَنْزَلْنا ) * اگر ميفرستاديم * ( هذَا الْقُرْآنَ ) * اين قرآن را * ( عَلى جَبَلٍ ) * بر كوهى بر طريق مثل فرض * ( لَرَأَيْتَه ) * هر آينه ديدى آن را * ( خاشِعاً ) * نرسنده * ( مُتَصَدِّعاً ) * شكافته و از هم ريخته * ( مِنْ خَشْيَةِ اللَّه ) * از ترس خدا و از هيبت وعيدى كه در قرآنست يعنى كوه با وجود بزرگى و سختى و غلظت بترسيدى و گردن نهادى و دلهاى كافران از آن متأثر نميشود كما قال ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ الخ و بعضى گفته‌اند كه معنى آنست كه اگر ما قرآن را بر كوه انزال ميكرديم بعد از آنكه او را فهم و ادراك مىداديم پاره پاره ميشدى از ترس خدا و بعضى ديگر بر اينوجه تفسير كرده‌اند كه اگر بسبب كلام بليغ كوه پاره پاره ميشدى هر آينه آن قرآن را پاره ميساختى و دال بر تمثيل است قوله * ( وَتِلْكَ الأَمْثالُ ) * و اين مثلها يعنى اين مثل و آنچه مثل اين مثل است