الملا فتح الله الكاشاني
23
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
از او غافل نشود * ( أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ ) * يا كسى كه القا كند يعنى كه فرا دارد گوش خود را بمواعظه فرقانى * ( وَهُوَ شَهِيدٌ ) * و او حاضر باشد بذهن خود يعنى دلش بذكر و فكر آنچه ميشنود مشغول باشد تا فهم معانى آن تواند كرد نزد استماع آن چه كسى كه ذهن او حاضر نباشد در حكم غايب است و استماع او نيز بمنزله عدم بجهة عدم ترتب فائده بر آن و از ابن عباس روايت است كه كسانى كه بعد استماع قرآن از نزد پيغمبر بيرون ميآمدند و ميگفتند ما ذا قال انفا قلوب با ايشان نبود يعنى از آن غافل و غايب بودند و در بعضى تفاسير آوردهاند كه صاحب قلب متفكر مومن عربست و شهيد مؤمن اهل كتاب كه گواهى دهد بر ذكر بعث حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در كتب سالفه و محققان گفتهاند كه القاى سمع بوقت شنيدن قرآن چنان بايد كه گوئيا از پيغمبر ميشنود پس در فهم ترقى نمايد و چنان داند كه از جبرئيل عليه السّلام استماع مىكند و بعد از آن فهم را از اين مرتبه بلندتر برد و چنان پندارد كه از خداى ميشنود و لفظ شهيد مؤيد اينست زيرا كه شهيدان را گويند كه نزد قايل حاضر باشد نه مخبر يعنى از گوينده شنود نه از خبردهنده چه غائب از مخبر مىشنود و حاضر از متكلم و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقولست كه تكرار قرآن ميكردم تا وقتى كه از متكلم آن شنيدم و شبهه نيست در آنكه قرآن مجيد متضمن مواعظ بسيار و نصايح بيشمار است او ناصح امين و برهان متين است و هوشمندان از موايد فوايد او محظوظ مىشوند پس هر كه در او به عين انصاف نظر كند و گوش هوش باز دارد او را از وادى ضلالت و حيرت برهاند و هادى و رهنماى او شود و او را برساند بسر منزل حسنى كه جنت ماوى است و بدانكه وكيع كه يكى از رواة اهل سنت است روايت كرده است كه روزى دو شتر با صورتى در غايت زيبايى برسم هديه به حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آوردند آن حضرت خطاب باصحاب كرد و گفت كه از شما كيست كه دو ركعت نماز بگذارد بر وجهى كه دل او مشغول بامور دنيا نشود و در خاطر او تعلقات دنيويه خطور نكند تا من يكى از اين دو ناقه را به او دهم و تمليك او نمايم پس شاه اوليا على مرتضى صلوات اللَّه عليه چون اين سخن از سيد انبيا بشنيد برخاست و به نماز مشغول شد چون از نماز فارغ شد جبرئيل عليه السّلام از نزد ملك جليل در رسيد و فرمود كه يا محمد حكم خداى اينست كه يكى از اين دو شتر را بعلى بن ابى طالب دهى چنان كه وعده فرمودى حضرت رسالت فرمود كه يا جبرئيل على را در تشهد بخاطرش رسيد كه از آن دو شتر هر كدام كه بهتر و فربه تر باشد آن را ميخواهم كه به من دهد اين امريست متعلق به احوال دنيا و شرطى كه من كرده بودم اين ذكر على منافى آنست جبرئيل فرمود كه يا محمد اين فكر على امريست متعلق بامور آخرت زيرا كه مقصود وى از اين فكر آن بود كه اين شتر را فى سبيل اللَّه تصدق نمايد و هيچ شكى نيست كه آنچه در راه خدا تصدق نمايند اكمل آن موجب ثواب تمام و انقص آن سبب نقصان