الملا فتح الله الكاشاني

24

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

عام است چنان كه آيه كريمه لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ مخبر اينمعنى است فكان تفكر للَّه لا لنفسه چون اين فكر و انديشه على عليه السّلام براى امور آخرت بود زيرا كه حظ فقراء از شتر فربه اكثر و اوفر است پس حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم چون از جبرئيل اين سخن بشنيد آن هر دو شتر را بعلى بن ابى طالب بخشيد و چون امر بر اين منوال واقع شد خداى عز و جل اين آيه فرستاد كه * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ) * يعنى در اين عمل كه از على بن ابى طالب از سر اخلاص صادر شد موعظه و نصيحت كليست آن كسانى را كه ايشان هوشمندان باشند و انصاف شيمه و شيوه ايشان بوده باشد آورده اند كه يهودان بنا بر عقيده باطله خود ميگفتند كه حقتعالى بعد از آنكه در عرض شش روز خلق آسمان و زمين فرمود در روز شنبه استراحت نمود و پشت را بر عرش باز داد حق سبحانه بجهة رد قول ايشان فرمود كه * ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * بدرستى كه ما بيافريديم آسمان و زمين را * ( وَما بَيْنَهُما ) * و آنچه ميان آنها است از بحار و اشجار و جبال و غير آن * ( فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ) * در شش روز كه آن از يكشنبه بود تا شنبه * ( وَما مَسَّنا ) * و نرسيد ما را در آفرينش آن * ( مِنْ لُغُوبٍ ) * هيچ رنجى و ماندگى تا بسبب آن استراحت كنم و در روايت آمده كه رنگ روى حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بعد از استماع فاستراح يوم السبت و استلقى على - العرش سرخ گشت حق سبحانه در عقب آن فرمود كه * ( فَاصْبِرْ ) * پس شكيبايى كن * ( عَلى ما يَقُولُونَ ) * بر آن چه مىگويند يهودان از كذب و بهتان چه كسى كه بر خلق عالم قادر باشد بدون اعيا و در ماندگى البته قادر خواهد بود بر انتقام كشيدن از يهودان در دنيا و عقبى و نزد بعضى آيه در شان مشركان قريش است كه منكر بعث بودند و جاحد وحدانيت و بسخنان نالايق كه آن نسبت دادن سحر و شعر و جنون بود به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ايذا و آزار به آن حضرت ميرسانيدند و معنى آيه آنست كه ما خلق آسمان و زمين كرديم در عرض شش روز بدون رنجى و تعبى پس صبر كن بر سخنان باطله ايشان از انكار بعث و نسبت سحر و شعر و جنون به تو كه ما قادريم بر خلق جميع اشياء و قادر خواهم بود بر بعث و جزا دادن ايشان بر آنچه ميگويند * ( وَسَبِّحْ ) * و تنزيه نماى او سبحانه را از عجز و اعيا و اكثر مفسران سبح بمعنى صل فرود آورده‌اند از قبيل تسميه كل باسم جز و چه تسبيح جزء صلوتست يعنى نمازگذار * ( بِحَمْدِ رَبِّكَ ) * در حالتى كه آن نماز مقترن باشد بستايش پروردگار تو بر آنچه بر تو انعام فرموده يعنى بايد كه نماز تو مشتمل باشد بر حمد * ( قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ ) * پيش از