الملا فتح الله الكاشاني

210

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ما خويشتن را به دادن صدقه پاكيزه كرديم حق سبحانه نخواست كه ما را بگرفتن آن مدنس گرداند پس اين آيه تلاوت فرمود كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ ) * تا آخر و گفت كه هيچكس به اين آيه عمل نكرد مگر حضرت امير المؤمنين ( ع ) كه صدقه بداد و با رسول خدا نجوى فرمود و اين حكم در يك روز بيش نبود و بروايتى ديگر يك ساعت و امير المؤمنين ( ع ) در آن ساعت صدقه بداد و با حضرت رسول راز گفت بعد از آن اينحكم را منسوخ ساخت و فقرا و اغنيا را رخصت داد كه بدون صدقه با رسول نجوى كنيد اول در حق فقرا فرمود كه * ( فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا ) * پس اگر نيابيد چيزى را كه صدقه بدهيد * ( فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ ) * پس بدرستى كه خداى آمرزنده است يعنى در گذشته از كسى كه بيصدقه راز گويد * ( رَحِيمٌ ) * مهربانست و بنده را تكليف ما لا يطاق نفرمايد و بعد از آن اغنيا را خطاب كرد از روى عتاب و فرمود كه * ( أَشْفَقْتُمْ ) * آيا بترسيديد از درويشى * ( أَنْ تُقَدِّمُوا ) * آنكه به پيشى بدهيد * ( بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ ) * نزد راز گفتن خود * ( صَدَقاتٍ ) * صدقه ها را ذكر صدقه به صورت جمع بجهة جماعة مخاطبين است يا باعتبار كثرت تناجى * ( فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا ) * پس چون نكرديد اين كار را * ( وَتابَ اللَّه عَلَيْكُمْ ) * بس بازگشت خداى بر شما يعنى در گذرانيد حكم صدقه را و شما را معذور داشت و از تقصير و تفريط شما در گذشت اين كلام اشعار است بر آنكه اشفاق ذنبست و خداى آن را عفو فرموده * ( فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ) * پس بپاى داريد نماز فريضه را * ( وَآتُوا الزَّكاةَ ) * و بدهيد زكات مفروضه را * ( وَأَطِيعُوا اللَّه وَرَسُولَه ) * و فرمان بريد خدا و رسول او را در همه حال كه اينها تدارك و تلافى آن كند * ( وَاللَّه خَبِيرٌ ) * و خداى دانا است * ( بِما تَعْمَلُونَ ) * به آنچه ميكنيد ظاهرا و باطنا و جزاى شما را بر وفق صواب بشما رساند و بدانكه در تنزيل و نسخ اين آيه نكتهء لطيفه گفته‌اند و آن تبيين فضيلت شاه اوليا و اظهار شرف سيد اوصيا على بن ابى طالب است ( ع ) چه در علم اللَّه اين صورت سبقت يافته بود كه غير حضرت على بن ابى طالب كسى ديگر به اين حال اقدام نخواهد نمود و انقياد و امتثال اين امر در ديگرى متحقق نخواهد شد پس باعث بر تنزيل و نسخ اين كلام شريف اظهار جلالت قدر و بيان فضايل و خصال آن سرور و كشف عطا و حجاب از چهرهء اشرف آن حضرت بود تا بر همه كس رفعت قدر آن سرور و علو درجهء آن دينپرور مخفى نماند و هيچ كس با او در مقام همسرى نشود و هم خيال برابرى با او از سر بدر كند آورده‌اند كه عادت منافقان آن بود كه با جهودان دوستى كردندى و اسرار مؤمنان با ايشان افشا نمودندى و از جملهء ايشان عبد اللَّه نبتل منافق ب