الملا فتح الله الكاشاني

183

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن بپردازد اما اگر صاحب دولتى را مدد توفيق روزگار شده بوسيلهء اسباب دنيوى در تحصيل مقاصد عقبى سعى نمايد و بسبب آن از مراضى ربانى بهره بردارد دنيا نسبت به او متاع سرور خواهد بود نه متاع غرور و لهذا سعيد بن جبير فرمود كه الدنيا متاع الغرور لمن لم يشتغل بطلب الاخرة و من اشتغل بطلبها فهو له متاع بلاغ الى ما هو خير منه و مصداق اينست حديث حضرت نبوى ( ص ) كه نعم المال الصالح للرجل الصالح و بعد از تحقير دنيا و تصغير امر آن و تنفير بندگان از آن ترغيب ايشان مينمايد در مسابقه نمودن باسباب مغفرت كه علت تامهء نجات است از عذاب نيران و وسيلهء فوز بهشت جاودان و ميفرمايد كه * ( سابِقُوا ) * پيشى گيريد بر يكديگر يعنى مسارعت نمائيد مانند مسارعت سابقان بر يكديگر در دويدن و تاختن اسب در ميدان * ( إِلى مَغْفِرَةٍ ) * بسوى موجبات آمرزشى كه واقع شود * ( مِنْ رَبِّكُمْ ) * از پروردگار شما و از جملهء موجبات مغفرت توبه است و استغفار و اداء نمازهاى مفروضه و روزه و صدقه و حج و جهاد و حضور جماعت و مسابقت نمودن بصف اول و تكبير اول و سلمى گفته كه وسيلهء مغفرة تبعيت حضرت رسالت ( ص ) است پس معنى آيه آنست كه بشتابيد بمتابعت پيغمبر كه سبب آمرزش است * ( وَجَنَّةٍ عَرْضُها ) * و پيشى گيريد باستحقاق بهشتى كه پهناى آن * ( كَعَرْضِ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * مانند پهناى آسمان و زمين است به شرطى كه همه را صحايف رقيقه سازند و به يكديگر وصل كنند و هر گاه عرض آن به اين مثابه باشد پس طول در چه مرتبه باشد و بدانكه علما را در ذكر عرض بدون طول چند وجه است اول آنكه عظم عرض دالست بر عظم طول دوم آنكه طول بدون عرض ممكنست اما عرض بدون طول وجود نمىگيرد سيم آنكه معنى آيه آن است كه عرض بهشت مثل عرض آسمان و زمين است و طول آن به غير از خداى كس نميداند چهارم آنكه عرض اينجا بمعنى بسط است مانند قوله تعالى فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ و ببايد دانست كه چون بهشت در آسمان هفتم است چنانچه در احاديث ثابت گشته پس منافات نداشته باشد به آنكه عرض آن چون عرض آسمان و زمين است و از حسن منقولست كه خداى تعالى بهشت را فانى سازد و باز اعادهء آن نمايد بطريقى كه وصف آن فرموده پس صحيح باشد وصف آن به مثل آن كه عرض آسمان و زمين است و در خبر است كه جبرئيل ( ع ) ارادهء آن نمود كه طول بهشت بداند سى هزار سال بپريد ضعيف شد و از حق تعالى مدد قوت خواست حق تعالى او را قوت داد سى هزار بار هر بارى سى هزار سال بپريد پس مناجات كرد كه خدايا بيشتر طى كرده‌ام يا گذشته‌ام حورى از خيمهء خود آواز داد كه اى روح اللَّه چرا زحمت