الملا فتح الله الكاشاني

184

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

خود مىدهى و خود را ميرنجانى به خدا در اين مدت كه مىپرى هنوز از ملك مالك من بيرون نرفته جبرئيل گفت تو كيستى گفت من حوريم از حوريان كه مخلوق شده‌ام براى مؤمنى از مؤمنان در نكات الصالحين آورده كه زاهدى بود كه بشب برخواستى و نماز گذاردى و قرآن خواندى و چون بآيات وعيد رسيدى باز مىخواندى و مىگريستى شبى از شبهاى به اين آيه رسيد كه * ( وَجَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * مىخواند و مىگريست چون روز شد همسايه ها از او سؤال كردند كه هر شب بآيهء وعيد مىگريستى چرا امشب بآيهء وعد گريه مىكردى جواب داد كه هر چند نگاه مىكردم در اين بهشت با وجود اين همه بزرگى اين قدر جايى كه قدم من بر آن قرار گيرد در آنجا نمىديدم و اين بهشت كه متصف به اين صفت است * ( أُعِدَّتْ ) * آماده كرده شده است * ( لِلَّذِينَ آمَنُوا ) * براى آن كسانى كه گرويده‌اند * ( بِاللَّه وَرُسُلِه ) * به خدا و رسولان او * ( ذلِكَ ) * آنچه موعود شده از مغفرت و جنت * ( فَضْلُ اللَّه ) * فضل خداست و كرم او چه نعيم باقى را جزاى قليل فانى داده و اگر اقتصار كند در جزاء بر قدر آنچه بنده به عمل مستحق آن شده بر سبيل عدل خواهد بود ليكن بفضل خود زياده بر استحقاق به دو كرامت فرمايد و بعضى گفته‌اند كه هيچكس بخير دنيا و آخرت نمىرسد مگر بفضل خدا چه او سبحانه اگر ما را امر بطاعت نميكرد و طريق اهتدا براى ما تبيين نميكرد و در عمل صالح توفيق نميداد بنعيم ابدى و ثواب اخروى مهتدى نمىشديم پس همه از فضل او سبحانه باشد و ديگر آنكه او سبحانه بفضل خود اسبابى بر ما تفضل فرموده كه بواسطهء آن طاعت او سبحانه بجاى مىآوريم از تمكين و الطاف و كمال عقل و تعريض ثواب نيز از قبيل تفضل باشد و ابو القاسم بلخى و اهل بغداد كه از اصحاب عدلند ميگويند كه اگر حق سبحانه براى بندگان مطيع خود اقتصار مىكرد بر مجرد احسان عاجل بر سبيل عدل ميبود چون مع ذلك ثواب ماجل نيز عطا فرمود پس از روى فضل باشد و بدانكه در اين آيه رجاء عظيمست مر اهل ايمان را زيرا كه مشعر است بر آنكه مجرد ايمان كافيست در استحقاق بهشت و اين امر موعود از غفران و دخول جنان * ( يُؤْتِيه ) * مىدهد آن را بعنايت خود * ( مَنْ يَشاءُ ) * هر كه را مىخواهد از اهل ايمان بدون ايجاب آن * ( وَاللَّه ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * و خداى خداوند فضل بزرگست بر مؤمنان هم در دنيا بتوفيق ايمان و طاعت و هم در آخرت بمغفرت و جنت بعد از تبيين ثواب بطاعات بيان اعراض بر مقاسات مصايب و ملمات نموده مىفرمايد كه * ( ما أَصابَ ) * نرسيد و نخواهد رسيد * ( مِنْ مُصِيبَةٍ ) * هيچ بلية رسيدهء * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين چون قحط و گرانى و نقصان اموال و زروع و اثمار و غير آن * ( وَلا فِي أَنْفُسِكُمْ ) * و نه در نفسهاى شما چون امراض