الملا فتح الله الكاشاني

176

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

يعنى دنياى ناپايدار شما فريفتهء خود ساخت و بسبب آن از اهوال قيامت غافل شده آمال بىاعتبار در دل گرفتيد * ( حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّه ) * تا وقتى كه بيامد حكم خداى بقبض روح شما يا بتعذيب شما بنار يا امر خدا بنصرت نبى و غلبهء دين وى بر ساير اديان * ( وَغَرَّكُمْ بِاللَّه ) * و فريب داد شما را بخداى يعنى به آنكه خداى حليم و كريم است و عذاب شما نكند و شما را فرو گذارد * ( الْغَرُورُ ) * شيطان فريبنده انس روايت كند كه روزى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله باصحاب وعظ ميفرمود در اثناى آن خطها بر زمين كشيد و بعد از آن يك خط ديگر بر سر آن خطها كشيد گفت ميدانيد كه اين چيست گفتند نه يا رسول اللَّه فرمود كه اين خطها مثل آرزوهاى فرزند آدم است و اين يك خط ديگر مرگ است كه برايشان واقع خواهد شد و همهء آمال و امانى ايشان را باطل سازد چنان كه حق سبحانه فرمود كه * ( حَتَّى جاءَ أَمْرُ اللَّه وَغَرَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ ) * * ( فَالْيَوْمَ ) * پس امروز * ( لا يُؤْخَذُ ) * فرا گرفته نشود * ( مِنْكُمْ ) * از شما اى منافقان * ( فِدْيَةٌ ) * چيزى كه فداى خود كنيد تا از عذاب برهيد * ( وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و نه از كسانى كه نگرويده‌اند ظاهرا و باطنا * ( مَأْواكُمُ النَّارُ ) * جاى شما و ايشان آتش دوزخ است * ( هِيَ ) * اين آتش * ( مَوْلاكُمْ ) * سزاوارتر است شما را * ( وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ) * و بد بازگشتى است آتش صاحب كشاف آورده كه مولى بمعنى محريست يعنى مكانى كه در حق او گويند كه احرى و اوليست از مكان ديگر و مثل اين است هو مئنة للكرم اى فى مكان يقول القائل فيه انه لكريم و گويند كه بمعنى ناصر است يعنى آتش يارىدهنده شما است نه غير آن مراد نفى ناصر است مر ايشان را در نشأة آخرت و از اين قبيل است قولهم اصيب فلان بكذا فاستفسر الجزع و منه قوله تعالى يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ نزد بعضى ديگر بمعنى تولى است يعنى آتش متولى ايشانست مالك امر ايشان هم چنان كه ايشان متولى اعمال اهل نار بودند و مالك امر ايشان آورده‌اند كه مؤمنان در مكه با وجود فقر و فاقه به حدى تمام قواعد طاعت را تمهيد ميكردند و بعد از آنكه از مكه بمدينه هجرت كردند مال بسيار بدست ايشان در آمد و نعمت برايشان فراخ شد مشغول به آن گشته آثار فتور و قصور در وظايف طاعات و عبادات ايشان ظاهر گشت اين آيه آمد كه * ( أَ لَمْ يَأْنِ ) * اين مشتق است از انى الامر يانى اذا جاء اناه اى وقته يعنى آيا وقت نيامد * ( لِلَّذِينَ آمَنُوا ) * مر آنان را كه گرويده‌اند * ( أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ ) * آنكه بترسد و نرم شود دلهاى ايشان * ( لِذِكْرِ اللَّه ) * براى ياد كردن خدا يعنى براى آنچه خدا را به آن ياد