الملا فتح الله الكاشاني
112
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
علمت علم الاولين و الاخرين از اين خبر ميدهد و ببايد دانست كه چون اين سوره مقصور است بر تعداد نعم دنيويه و اخرويه حق سبحانه آن را مصدر ساخت بلفظ الرحمن و مقدم داشت آنچه اصل نعم دينيه است و اجل آن كه آن انعام او سبحانه است به قرآن و تنزيل و تعليم آن آنچه قرآن اساس دين متين و منشأ شرع مبين است و اعظم وحى الهى در رتبه و احسن آن در ابواب دين و ملت و اعز كتب سماوى در اعجاز و مصداق و معيار آن و تأخير ذكر خلق انسان نمود از تعليم قرآن تا معلوم شود كه غرض و غايت آفرينش انسان متدين شدن او است بدين حق و احاطه علم نمودن بوسيلهء وحى و كتب او سبحانه و اشاره به اينكه گوييا غرض و غايت كه باعث خلق او است مقدم و سابقست بر او و بعد از آن بيان تعليم بيان فرمود كه آن منطق فصيح است كه مشعر عما فى الضمير باشد تا اشعار باشد به آنكه امتياز آدمى از ديگر حيوانات به بيانست و ايما بر آنكه افهام غير به بيان بمثابه تلقى وحيست كه مثمر تعرف حق و تعلم احكام شرع است و اين جمل ثلثه را كه اخبار مترادفه رحمناند معرى ساخت از حرف عطف به جهت اتيان آنها بر نمط تعديد هم چنان كه گويى زيد اغناك بعد فقر اعزك بعد ذل كثرك بعد قلة فعل بك ما لم يفعل احد باحد فما تنكر من احسانه و نيز به جهت نمط تعديد است ترك حرف عطف در قول او سبحانه كه * ( الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ) * آفتاب و ماه جارى ميشوند در بروج آسمان * ( بِحُسْبانٍ ) * بحسابى مقدر در بروج خود و آن مصدر است بمعنى حساب چون نقصان كه بمعنى نقص است يا جمع حسابست چون شهاب و شهبان و حذف فعل به جهت دلالت كلامست بر آن خلاصهء كلام آنكه حق سبحانه مقرر و مقدر فرموده سير آفتاب و ماه را در بروج و منازل خود كه اصلا از آن مسير در نميگذرند على الدوام و الاستمرار بر آن حساب و طريق مرور مينمايند پس آفتاب قطع بروج مىكند در عرض سيصد و شصت و پنج روز و ماه در مدت بيست و هشت روز و هرگز از اينحالت تجاوز نمينمايند و تخلف نميكنند و تخصيص شمس و قمر بذكر به جهت آنست كه آنها منشأ منافع كثيرهاند چه به اين هر دو شناخته مىشود فصول و اوقات و شهور و سنوات و ساير محاسبات و به اينها متسق و منتظم ميگردند امور سفليات و از جمله منافع آن شب و روز است كه معظم امور است در خبر است كه وسعت آفتاب ششهزار و چهار فرسنگ است وسعت ماه چهار هزار فرسنگ و بر ظاهر آفتاب نوشته است كه لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه خلق الشمس بقدرته و اجزاها بامره و در باطن آن نوشته كه لا إله الا اللَّه رضاه كلام و غضبه كلام و رحمته كلام و عذابه كلام و معنى مراد از اين آنست كه بكلام خداى راضى شويد و به يكديگر رحم كنيد و بكلام او خشم گيريد و عذاب نمائيد يعنى بايد كه رضا و رحمت و غضب