الملا فتح الله الكاشاني
104
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( عِنْدِنا ) * انعامى از نزديك ما اين علت تنجيه است و مىتواند بود كه نصب آن بر مصدريت باشد و تقدير اينكه ( انعمنا بذلك عليهم نعمة ) يعنى نعمت داديم برايشان به آن تنجيه و اهلاك اعداء نعمت دادنى * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه انعام داديم بر لوط و نبات وى * ( نَجْزِي ) * پاداش ميدهيم بمزيت نعمت و رحمت * ( مَنْ شَكَرَ ) * هر كه سپاس دارد نعمت ما را كه آن ارسال رسل و انزال كتب است يعنى به آن ايمان آورد و اطاعت امر ايشان نمايد * ( وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ ) * و بدرستى كه ترسانيد لوط قوم خود را * ( بَطْشَتَنا ) * از شدت گرفتن ما ايشان را بتعذيب و اهلاك * ( فَتَمارَوْا ) * پس شك آوردند * ( بِالنُّذُرِ ) * به آن بيم كردن يعنى تكذيب او نمودند و تصديق قول او ننمودند يا مدافعت نمودند با وى به آن انذار از روى عناد و جدال يا شك كردند و تصديق ننمودند بر رسول عهد خود و برسولانى كه قبل از او بودند * ( وَلَقَدْ راوَدُوه ) * و بتحقيق كه طلبيدند لوط را * ( عَنْ ضَيْفِه ) * از مهمانان وى كه ملائكه بودند يعنى طلب مراد خود كردند از لوط و گفتند كه ايشان را بما تسليم كن و لوط از آن ابا نموده ايشان را پند ميداد و ايشان طريق عناد و جدال از دست نداده و در سراى وى را بشكستند و در آن خانه كه ملائكه بودند درآمدند * ( فَطَمَسْنا ) * پس محو كرديم * ( أَعْيُنَهُمْ ) * چشمهاى ايشان را و با روى ايشان هموار كرديم چنانچه اثر و نشان چشم بر روى ايشان نماند مرويست كه لوط ( ع ) در مقام تذلل درآمده مىگفت كه درگذريد از سر آنچه طلب مىكنيد و ايشان از آن امتناع مىنمودند و با او مجادله مىكردند و چون كار از حد بگذشت جبرئيل لوط را گفت كه خل بيننا و بينهم ما را با ايشان گذار لوط ترك جدال نموده ايشان در خانه وى درآمدند جبرئيل پر خود را بر ديده هاى ايشان زد همه كور گشتند و چنان شد كه چشمهاى ايشان با روى راست شد پس از آنجا درآمده مدهوش و متحير مىافتادند و برميخاستند و فرياد ميكردند كه لوط قومى ساحر به خانه خود آورده و ما را بجادويى كور كردند و گفتيم ما با ايشان به زبان فرشتگان كه * ( فَذُوقُوا ) * پس بچشيد * ( عَذابِي ) * عقوبت مرا * ( وَنُذُرِ ) * و آنچه بيم ميكرديم شما را به زبان لوط از وقوع عذاب و نزول عقاب * ( وَلَقَدْ صَبَّحَهُمْ ) * و بدرستى كه بامداد كرد بقوم لوط * ( بُكْرَةً ) * در اول روز يعنى بوقت صبح بديشان آمد * ( عَذابٌ مُسْتَقِرٌّ ) * عقوبتى قرار گرفته و دايم و پيوسته به عذاب آخرت يعنى آن عذاب از ايشان مرتفع نشد تا همهء ايشان را هلاك