الملا فتح الله الكاشاني
8
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و گويند كه رؤياى انبياء بر دو قسم است يكى آنكه بر حقيقت خود باقى باشد و بر خلاف ظاهر محمول نشود كقوله تعالى لَقَدْ صَدَقَ اللَّه رَسُولَه الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ و ديگر آنكه بر خلاف ظاهر باشد چون خواب يوسف عليه السّلام چنانچه حق سبحانه حكايت از آن مىكند كه إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ و خواب ابراهيم از اين قبيل بود لكن ايمن نبود كه آن را بر خلاف حقيقت حمل كند ، و چون كه بمقدمات ذبح شروع نمود و حق سبحانه فرمود كه * ( قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا ) * دانست كه آن رؤيا بر حقيقت خود نبود بلكه بر خلاف ظاهر بوده ، بدانكه جواب فَلَمَّا أَسْلَما محذوفست و تقدير كلام آنست كه فلما أسلما و تله للجبين و ناديناه ان يا ابراهيم قد صدقت الرؤيا ففازا و ظفرا ، يعنى ابراهيم و اسماعيل چون امتثال امر الهى نمودند و به جهت ذبح جبين اسماعيل را بر زمين نهاد و ما ندا كرديم كه اى ابراهيم خواب خود را راست گردانيدى پس هر دو رستگار شدند و خلاص گشتند و از محنت امتحان و بلا و ابتلا شاد و خرم شدند . و ببايد دانست كه اين آيه دلالت نميكند بر جواز نسخ قبل از وقت فعل آن كه ذبح است زيرا كه ابراهيم مأمور نبود بقطع اوداج بلكه مأمور بود بمقدمات آن چنان كه گذشت و لذا بعد از آن فرمود كه * ( قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا ) * و متمنع نيست آنكه فدا از براى مقدمات ذبح باشد زيرا كه فديه واجب نيست كه از جنس مفدّى باشد و لهذا فداى حلق رأس دم شاتست و بر همين قياس لبس ثوب مخيط و جماع و غير آن ، يا گوئيم كه مأمور به صورت ذبح بود و ابراهيم آن را بفعل آورد چه هر گاه جزئى را قطع ميكرد باز ملتحم ميشد و حينئذ اطلاق ذبح بر آن بطريق مجاز باشد و مؤيد اينست آنچه در روايت واقع شده از انقلاب سكين و پيدا شدن صحيفه مس بر عنق اسمعيل * ( إِنَّا كَذلِكَ ) * بدرستى كه ما هم چنان كه پاداش داديم ابراهيم و اسمعيل را بر نيكويى عمل و ترح ايشان را بفرح بدل كرديم و محنت را بمسرت همچنين * ( نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ) * پاداش ميدهيم نيكوكاران را . 106 - * ( إِنَّ هذا ) * بدرستى كه اين ابتلا و امتحان ابراهيم * ( لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ ) * هر آينه آزمايشى است هويدا كه به آن مخلص و محب ثابتقدم از غير ممتاز شود و گويند كه بلا در اينجا بمعنى نعمت است تسميهء شيء باسم ما يؤل اليه يعنى آن امتحان و ابتلاء ابراهيم نعمت الهى بود زيرا كه منتهى بفرح و فرج شد ، و در اخبار آمده در حينى كه ابراهيم اسماعيل را ذبح مينمود فرشتگان در آن كار متعجب بودند و از آن واقعه متحير و ميگفتند آيا ابراهيم سخىتر است به آنكه فرزند را فدا مىكند يا اسماعيل جوانمردتر است كه برضاى خود جان مىبازد زبانحال خليل ميگفت كه جوان -