الملا فتح الله الكاشاني
38
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شامل مصدقين و مكذبين هر دو هستند و مراد اينجا اهل تكذيبند يعنى حشر نمائيم از بعضى هر امت * ( فَوْجاً ) * گروهى را كه رؤسا و اشراف ايشان باشند * ( مِمَّنْ يُكَذِّبُ ) * بيان فوجست يعنى آن گروه از آنهايى باشند كه پيوسته تكذيب كرده باشند * ( بِآياتِنا ) * آيات كلام ما يا دلايل قدرت ما را * ( فَهُمْ يُوزَعُونَ ) * پس ايشان باز داشته شوند تا اراذل و اسافل قوم بديشان رسند و همه را بيكبار بدوزخ برند و يا ايشان را باز دارند براى خطاب و عتاب و شدت حساب و تهديد بصعوبت عذاب به جهت غوايت و ضلالت و اضلال ايشان و اصحاب ما بر آنند كه اينروز در دنيا خواهد بود نه روز قيامت براى آنكه در روز قيامت همه را حشر خواهند كرد نه بعضى از ايشان حيث قال وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً پس مراد غير آخرت باشد و آيه دليل است بر صحت رجعت و صادق ( ع ) را پرسيدند كه در رجعت حقتعالى كه را زنده گرداند فرمود كه دو گروه را من محض الايمان و محض الكفر آنكه او ايمان محض دارد و يا كفر محض و نيز از اهل البيت اخبار متعدده و روايات كثيره واقع شده كه حقتعالى زنده گرداند در وقت قايم آل محمد ( ص ) جماعتى را از دشمنان ايشان كه در دشمنى بنهايت رسيده باشند و جماعتى را از مخلص كه در دوستى و محبت بمرتبهء كمال باشند تا داد ايشان را از دشمنان بستانند و هر يكى را از ايندو گروه بعضى از آنچه مستحق آن باشند از ثواب و عقاب بايشان رسانند ، و از جملهء محبان مخلص به ثواب نصرت و معونت قايم ( ع ) فايز گردند و مبتهج شوند بظهور دولت او و اعداء خود را بكشند و دشمنان مذلت و خوارى خود را ببينند نزد مشاهدهء علو كلمهء قايم و بشمشير انتقام محبان كشته گردند و شكى نيست كه صحت رجعت محال نيست نزد عقل و مع ذلك قرآن به اين ناطق شده كه در امم سالفه رجعت بوده كما قال اللَّه تعالى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّه مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ و پيغمبر ( ص ) فرموده كه سيكون فى امتى ما كان فى بنى اسرائيل حذوا النعل بالنعل و القذة بالقذة و بنا بر قول اول معنى آنست كه روز قيامت حقتعالى كافرانى را كه بنهايت كفر رسيده باشند و در تكذيب افراط نموده اول حشر فرمايد و ايشان را بجهة لحوق اتباع به آنها در يك موضع بدارد و بعد از اجتماع روانه شوند * ( حَتَّى إِذا جاءُو ) * تا چون بيايند بموقف حساب * ( قالَ ) * گويند خداى بايشان از روى اهانت و استهجان و تفريع * ( أَ كَذَّبْتُمْ بِآياتِي ) * آيا بدروغ داشتيد آيتهاى مرا بادى الراى * ( وَلَمْ تُحِيطُوا بِها ) * در حالتى كه احاطه نكرديد بدان * ( عِلْماً ) * از روى دانش يعنى در آن تامل نكرديد به جهت عناد و جحود تا علم شما بكنه آن برسد و از سر تحقيق حقيقت آن را بدانيد و ميتواند بود كه واو عطف باشد يعنى آيا جمع كرديد ميان تكذيب به آن آيات و عدم القاى