الملا فتح الله الكاشاني

32

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و موتفكات * ( فَانْظُرُوا ) * پس بنگريد كه * ( كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ) * چگونه بود سرانجام گناه كاران و كار ايشان بكجا رسيد از استيصال و تخريب بلدان تا از آن عبرت گيريد اين تهديد است كفار مكه را بر تكذيب و تحريف ايشان بر آنكه نازل خواهد شد بر ايشان آنچه بر مكذبانى كه قبل از ايشان بودند نازل شد و مراد بمجرمين كافريناند و تعبير از ايشان بمجرمين جهت انست كه تا لطف باشد براى مؤمنان در ترك جرايم و عدم تانيث فعل جهة انست كه عاقبت مؤنث غير حقيقى است و يا بجهة آنكه معنى انست كه كان آخر امرهم بعد از آن بجهة تسليهء حبيب خود كه كافر قريش تكذيب او ميكردند و آتش مكر ميانگيختند فرمود كه * ( وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ) * و اندوهناك مشو اى محمد ( ص ) بر تكذيب و اعراض مشركان * ( وَلا تَكُنْ فِي ضَيْقٍ ) * و مباش در تنگدلى * ( مِمَّا يَمْكُرُونَ ) * از مكر كردن ايشان كه من عاصم و نگهدارندهء توام و ترا از شر ايشان در پناه عصمت خود نگهدارم و مكر ايشان از تو دفع نمايم و ترا بر ايشان غالب گردانم و نعم ما قيل غم مخور زانرو كه غم خوارت منم از همه بدها نگهدارت منم از تو گر اغيار بر تابند روى اين جهان و آن جهان يارت منم * ( وَيَقُولُونَ ) * و ميگويند كافران * ( مَتى هذَا الْوَعْدُ ) * كى خواهد بود اين عذاب موعود كه عقوبة دنيا و آخرت است * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان مخاطب پيغمبر است ( ص ) و اصحاب او كه پيوسته كفار را تحذير و تهديد ميكردند * ( قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ ) * بگو شايد آنكه باشد يعنى اميد هست كه به حكم الهى * ( رَدِفَ لَكُمْ ) * از پى درآيد شما را و در عقب شما بشما پيوندد * ( بَعْضُ الَّذِي ) * برخى از آنچه * ( تَسْتَعْجِلُونَ ) * شتاب ميكنيد نزول و حلول آن را و ان عذاب روز بدر بود و يا قحط و غلا و مشاهدهء عذاب نزد موت و يا عذاب قبر لام مزيده در لكم براى تاكيد است و يا بجهة آنكه فعل متضمن معنى فعليست كه متعدى بلام باشد مثل دنا لكم و ذكر عسى و لعل و سوف در مواعيد ملوك در حكم جزمست به آن و اطلاق عذاب و عدم تصريح بذكر ان به جهت اظهار است مر وقار ايشان را و اشعار به آنكه رمزى كه از ايشان صادر شود مانند تصريح است از غير ايشان پس وعد و وعيد او سبحانه بر نهج كلام ملوك جارى شده بجهة آنكه مالك الملوكست و حاكم مطلق * ( وَإِنَّ رَبَّكَ ) * و بدرستى كه پروردگار تو * ( لَذُو فَضْلٍ ) * هر اينه خداوند افضل و رحمت است * ( عَلَى النَّاسِ ) * بر مردمان كه تعجيل نميكند در عقوبة ايشان در كفر و يا ساير معاصى و فضل و فاضله بمعنى افضال است و جمع اين هر دو فضول و فواضل و مراد بناس كفار قريش