الملا فتح الله الكاشاني
26
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و قول اكثر و اصح آنست كه مامور بمحمد حضرت محمد ( ص ) است كه چون حقتعالى در اين سوره قصه هايى كه دالست بر كمال قدرت چون قصهء موسى و بر اختصاص رسل بآيات كبرى چون قصهء سليمان و بر هلاك اعدا و نصرت اوليا چون قصهء صالح و لوط على نبينا و عليهم السلام بوى فرستاد و وقوف بر آن نعمتى عظيمست پس به جهت اين و يا به جهت هلاك امم كافره و يا به جهت نعمت ايمان وى را به حمد الهى امر كرد و بسلام بر بندگان برگزيده او را از انبياء كه حق تقدم دارند در دين و يا اصحاب آن حضرت كه در ايمان راسخ بودند چون عمار و ابو ذر و ياسر و سلمان و مقداد و يا اهل قرآن يا عامه مؤمنان و در تفسير اهل البيت آمده كه اهل اسلام ائمهء معصوميناند عليه السّلام كه دل ايشان سالمست از لوث علايق و سر ايشان خاليست از مكر خلايق امروز سلام بواسطهء شنوند و فرد اسلام بيواسطهء خواهند شنيد كه سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ و در اين آيه حث است بر آنكه در سخن گفتن ابتدا به حمد خدا و سلام و صلوات برسول كنند تا بميامن و بركات اين سخن مقبول سامعان گردد و لهذا ارباب تصنيف و خطبا و وعاظ و ساير ادبا و اوائل رسايل و كتب و خطب و ساير مقاصد همين طريقه را مرعى ميدارند چه حقتعالى بعد از امر به اين در مقصود شروع كرده بر سبيل الزام حجت بر كفره و تهكم و تسفيه راى ايشان به صورت استفهام فرمود كه * ( آللَّه خَيْرٌ ) * آيا خداى به حق بهتر است در پرستش * ( أَمَّا يُشْرِكُونَ ) * يا آنچه انباز ميگيرند مشركان با خداى تعالى و از معلومات بديهيه است كه هيچ خيرى مترتب نميشود بر عبادت آنچه بان شرك گرفتهاند تا موازنه توان كرد ميان آن و ميان كسى كه مبدء و مصدر جميع خير است و خالق و مالك همهء آن و غرض از اين تبكيت اهل شركست و تهكم به حال ايشان و در خبر است كه چون رسول ( ص ) اين آيه تلاوت نمود فرمود كه بل اللَّه خير و ابقى و اجل و اكرم و بعد از آن تعداد خيرات و منافع خود مىكند كه از آثار رحمت واسعهء او است و دالست بر وحدانية و قدرت قاهرهء او تابندگان از باديهء جهالت و ضلالت شرك روى بنزهت آباد وحدانيت او نهند و ميفرمايد كه * ( أَمَّنْ خَلَقَ ) * ام منقطعه است كه بمعنى بل و همزه است و اول متصله زيرا كه اول بطريق تبكيت فرمود كه آيا خداى به حق بهتر است يا خدايان باطله و بعد از آن اضطراب كرده بر سبيل تقرير به اينكه كسى كه قادر باشد بر خلق عالم بهتر است از جمادى كه قادر نيست بر هيچ چيز ميفرمايد كه بلكه بهتر است يعنى البته بهتر است آن كسى كه بقدرت كامله بيافريد * ( السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * آسمانها و زمين را كه اصول كون و فسادند و اصول كاينات و مبادى و منافع * ( وَأَنْزَلَ لَكُمْ ) * و فرو فرستاد براى شما * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان * ( السَّماءِ ) * آبى را * ( فَأَنْبَتْنا بِه ) * پس برويانيديم بدان آب * ( حَدائِقَ ) * بوستانهاى محاط عليها و اين ماخوذ