الملا فتح الله الكاشاني

214

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

منقولست كه ظاهره نعمتيست كه علم بندگان بان تعلق گرفته و باطنه مصالح دين و دنيا كه به غير از حقتعالى كسى بر ان عالم نيست و ضحاك از ابن عباس روايت كرده كه نعم ظاهره و باطنه را از پيغمبر ( ص ) پرسيدم فرمود يا بن عباس اما نعم ظاهره اسلام است و تسويهء قامت تو بر وجه اعتدال و افضال رزق بر تو و اما باطنه ستر اعمال سيئه و عدم فضيحة بان يا بن عباس حقتعالى ميفرمايد كه سه چيز را ببندهء مؤمن كرامت فرموديم كه به هيچكس ديگر نداديم اول قبول كردن دعاى مؤمن در حق او بعد از انقطاع عمل او دوم اعطاى ثلث او را به او در وقت مرض تا آن را در راه من تصدق كند و من بجهة آن تكفير خطاياى او كنم سيم پوشيدم مساوى عمل او را و او را بان رسوا نكردم و بمردمان ننمودم و ربيع گفته كه ظاهره نعم جوارحست و باطنه نعم قلب و عقل و فهم و عطا فرموده كه ظاهره تخفيف شرايعست و باطنه شفاعت و يا تضعيف منافع حارث بن اسد گفته كه ظاهره نعم دنيا است و باطنه نعم آخرت و نيز از ضحاك مرويست كه ظاهره حسن صورتست و امتداد قامت و تسويهء اعضا و باطنه معرفت حقتعالى و يا ظاهره قرآنست و باطنه تاويل و معانى آن و از باقر ( ع ) منقولست كه الظاهر النبى و ما جاء به من معرفة اللَّه عز و جل و توحيده و اما النعمة الباطنة ولايتنا اهل البيت و عقد مودتنا و يا ظاهره نعمتيست كه مشاهده باشد و باطنه آنكه دانسته نشود مگر بدليل و يا ظاهره دين اسلامست و حسن حال و فراغت بال و باطنه هر نعمتى كه خدا داند و يا ظاهره تسويهء ظواهر است و باطنه تسويهء سراير و يا ظاهره تنعيمست فى قوله تعالى أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ و باطنه تعليم كه وَيُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ و يا ظاهره دعوتست كه وَاللَّه يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ و باطنه هدايت كه وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ و يا ظاهره ذكر او است به زبان و باطنه ذكر او در دل يا ظاهره الوان عطايا است و باطنه غفران خطايا و بقولى نعمت ظاهره و باطنه حسن خلق و نيكويى خلقست و يا اقرار بلسان و تصديق بجنان يا نطق و عقل و يا وجود نعمت و شهود منعم يا تسويهء اعضا و معرفت ملائكه اعلى يا ليل و نهار و يا صلوة و صوم و يا صحت ابدان و صحت اديان يا بصر و بصيرت يا جذب منافع و رفع مضاريا نماى اموال و صفاى احوال و يا نبوت و ولاية و اينقريب بقول باقر است ( ع ) و از يونس سجاوندى مرويست كه نعمة ظاهره انصاف گدايان دادن است دو روز و نعمة باطنه انصاف گدايى دادنست در شب در كشاف آورده كه نعمة عبارتست از هر نفع كه مقصود بان احسان باشد و حقتعالى خلق جميع عالم نموده بر وجه نعمت بجهة آنكه يا حيوانست و يا غير حيوان آنچه حيوان نيست نعمتيست بر حيوان و حيوان نيز نعمتيست از حيث آن كه ايجاد حيات نعمتيست بر او زيرا كه اگر ايجاد حيات نميفرمود انتفاع از او صحيح نميبود و هر چيزى كه مؤدى بانتفاع و صحت آن باشد نعمتست و شبههء نيست در آنكه مقصود از خلق عالم احسانست زيرا