الملا فتح الله الكاشاني
21
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بك ) گفتند آن گروه كه فال بد گرفتيم به تو ماخذ تطير چنانست كه عادات ايشان بر اينوجه بوده كه چون يكى از ايشان به سفر ميرفت و بر طيرى ميگذشت و او را منزجر ميساخت اگر از جانب يمين او ميپريد تيمن به او مينمود و سفر را بايمن و بركت ميدانست و اگر بجانب شمال طيران مى - نمود به آن تشأم نموده سفر خود را حكم بشأمت ميكرد اينجا نيز گفتند بصالح كه ما تشام ميكنيم به تو * ( وَبِمَنْ مَعَكَ ) * و بهر كه با تست از گرويدگان يعنى تو و اتباع تو بر ما يمن نداريد چه تا آغاز دعوت كرده و اين دين را اختراع نموده شدهايد و محن روى بما آورده و سنك تفرقه و پريشانى در ميان ما افتاده و از يكديگر پراكنده شدهايم و اين بجهة آن بود كه از شأمت كفر و فرط عناد و طغيان بقحط و علة جوع مبتلا شده بودند و از غاية عناد و رسوخ كفر اسناد آن را بصالح و اهل ايمان ميكردند و بايشان ميگفتند كه اين از شامت تو و كسانيست كه به تو گرويدهاند * ( قالَ ) * گفت صالح بايشان كه * ( طائِرُكُمْ ) * فال به دو شأمت شما * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزديك خداست يعنى اين محنت و بليه از نزديك خدا بشما رسيده است بسبب كفر و عناد شما و هذا كقوله يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَمَنْ مَعَه أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّه پس بشومى آن كفر و عناد ميرسد بشما آنچه ميرسد و نه آن چنانست كه بجهة ما باشد * ( بَلْ أَنْتُمْ ) * بلكه شما * ( قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ) * گروهست هستيد كه آزموده ميشويد يعنى شما را ميآزمايند بخير و شر و دولت و نكبت و آسانى و سختى مراد آنست كه با شما معاملهء آزمايندگان ميكنند تا بر عالميان واضح شود كه در ايام دولت و نعمت بشكر گذارى آن اشتغال مينمائيد و راه بمنعم حقيقى خود ميبريد و اطاعت او امر و نواهى او ميكنيد يا نه و در زمان محنت و بليه شكيبايى ميكنيد و از اعمال قبيحه كه منتج اين محن است اجتناب نموده ميل ميكنيد باعمال صالحه و افعال حسنه كه مرضى الهيست و موجب نزول رحمة از جانب او و دافع بليه و مصيبت و يا بر كفر و معصيت خود راسخ ميشويد و هذا كقوله وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً و گويند طاير بمعنى علم است و فتنة بمعنى عذاب كما قال اللَّه تعالى وَكُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناه طائِرَه فِي عُنُقِه يعنى آن عملى كه كردهايد از خير و شر نزد خدا مكتوبست و او بدان عالم پس هر چه بشما ميرسد از نعمت و نقمت بسبب ميمنت و شامت آنست و شما بجهة اعمال قبيحه معذب خواهيد شد و يا آنكه شيطان شما را بوسوسهء خود مفتون ساخته * ( وَكانَ فِي الْمَدِينَةِ ) * و بودند در شهرى كه صالح ميبود از زمين حجر * ( تِسْعَةُ رَهْطٍ ) * نه نفر از اشراف و اكابر قوم و غواة و اشرار ايشان كه راس و رئيس ايشان