الملا فتح الله الكاشاني

184

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

الارحام منماة للعدد در كنز العرفان آورده كه چون حق تعالى اخبار فرمود از آنكه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها و در موضع ديگر كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ در اين آيه اخبار نمود كه آنان كه ايتاى زكات ميكنند لوجه اللَّه و تقربا الى اللَّه ايشان اضعاف حسنات خود مىنمايند و آن را مضاعف ميسازند و اضعاف زيادتى اجر و ثوابست و جمع ميان اين اضعاف و كريمهء وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى آنست كه مراد بان لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى از باب عدل است و اضعاف از قسم تفضل و در اين آيه دلالتست بر وجوب نيت در زكات و ايقاع آن بر وجه اخلاص بدون شايبهء غرض ديگر از اغراض بعد از ذكر امر و نهى در باب ايتاء اموال باز سر رشته كلام را بجانب دلايل توحيد و قدرت كشيده ميفرمايد * ( اللَّه الَّذِي خَلَقَكُمْ ) * مبتدا و خبر است يعنى خداى به حق آن كس است كه آفريد شما را در وقتى كه معدوم صرف بوديد * ( ثُمَّ رَزَقَكُمْ ) * پس روزى داد شما را از انواع نعم ما دام كه زنده‌ايد * ( ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ) * پس بميراند شما را بوقت انقضاى اجال شما را تا صحيح باشد ايصال شما به آنچه مقرر فرموده براى شما از ثواب دايم * ( ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ) * پس زنده گرداند و برانگيزد شما را در روز قيامت براى مجازات افعال * ( هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ ) * آيا هست از انبازان شما يعنى از بتانى كه بزعم شما شريك خدايند * ( مَنْ يَفْعَلُ ) * كسى كه بكند * ( مِنْ ذلِكُمْ ) * از اين خلق و روزى و اماتت و احيا * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيز تا بدان سبب او را پرستش توان كرد و چون از هيچكدام اين كار نيابد پس ايشان را شريك گرفتن نسزد و نشايد حقتعالى در اين كلام اثبات نموده لوازم الوهيت را از براى خود و نفى آن نموده از آنچه مشركان آن را شركاء دانسته‌اند از اصنام و غير آن و به جهت مبالغه در انكار تاكيد آن نموده به آنچه برهان و عيان دالست بر آن و بعد از آن استنتاج كرده تقدس خود را از اشراك مشركان از براى او و فرموده * ( سُبْحانَه ) * پاك است خداى و منزه و مبرا * ( وَتَعالى ) * و برتر * ( عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * از آنچه شرك ميارند بوى و ميتواند بود كه موصول كه الذى خلقكم است صفت باشد و خبر هل من شركائكم و رابط آن من ذلكم چه آن بمعنى من افعاله است و من اولى و ثانيه مفيد شيوع اين حكمند در جنس شركاء و افعال و ثالثه مزيده است براى تعميم منفى و هر يك از آنها مستقلند بتاكيد براى تعجيز شركاء و تجهيل عبدهء آنها بعد از آن بيان آن چيزى ميفرمايد كه ببندگان ميرسد بسبب شامت شرك و ترك توحيد از انواع مصايب و وقايع و ميگويد * ( ظَهَرَ الْفَسادُ ) *