الملا فتح الله الكاشاني

185

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آشكارا شد تباهى * ( فِي الْبَرِّ ) * در بيابان به خشك سالى و قلت ربع در زراعات و موتان و طواغين و كثرت حرق و قتل و هدم * ( وَالْبَحْرِ ) * و در دريا بطوفان و غرق سفن و يا محق بركات و كثرت مضار در بحر و بر و يا ضلالت و ظلم در آنها و نزد بعضى مراد ببحر قراى سواحل است يعنى بىبركتى و انواع مضرت و بليت سانح شد بر امكنه كه بعيدند از دريا و يا قريب به آن و از عكرمه منقولست كه عرب امصار را بحار ميگويند يعنى جذب و قحط و طاعون و موتان پيدا شد در برارى و در بلاد * ( بِما كَسَبَتْ ) * بسبب شأمة آنچه كرده * ( أَيْدِي النَّاسِ ) * دستهاى ادميان يعنى بشومى كسب معاصى و ظهور قبايح از ايشان كقوله تعالى وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ و نزد ابى عاليه مراد بفساد ارتكاب معاصى است از قتل و سبى و انواع ظلم و ضلالت پس معنى آنست كه ظاهر شد انواع ضلالت و ستمكارى از قتل و سبى بسبب كسب كردن ادميان آن را و اغلب علما بر آنند كه مراد از فساد ناآمدن بارانست چه وقتى كه باران نبارد در بيابان نبات نرويد و در دريا لؤلؤ و جواهر منعقد نشود صاحب كشاف آورده كه چون باران منقطع گردد جانوران آبى نابينا شوند و از ابن عباس مروى است كه فساد بر آن بود كه قابيل هابيل را بكشت و فساد بحر آنكه جلندى كشتيها را غصب كرد كقوله يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً و نزد بعضى مراد اثر فساد است يعنى اثر آن ظاهر شد در بيابان باهلاك اهل قرى و در دريا باغراق قوم نوح و آل فرعون و لهذا قتاده فرموده كه اين صورت قبل از بعث حضرت رسالت ( ص ) بود و چون آن حضرت مبعوث گشت اهل ظلم و ضلالت از درج فرط ضلال و ظلم نزول نمودند و لهذا در حين بعث آن حضرت تا غايت اهل بيابان پر از خير و بركت و خصب شدند و اهل درياها يعنى كسانى كه در قرى و بلاد ميبودند كه در حوالى دريا ميبودند و مستغرق نعمت و خير شدند و بروايت ديگر از ابن عباس مراد بناس در آيه كفار مكه‌اند و به برو بحر مواضع ايشان كه بعضى از آن از دريا دور بودند و برخى نزديك يعنى قحط و غلا در او پيدا شد به جهت دعاى پيغمبر ( ص ) پس بنا بر اين تقدير آيه آنست كه ظهر عقوبة الفساد فى البر و البحر و جايز است تسميهء هلاك و خراب بفساد مانند تسميهء عذاب بسوء و اگر چه آن محض حكمت و عدلست و بدانكه اصل براز بر است لانه يبر بصلاح المقام فيه و كذلك البر لانه يبر بصلاحه فى العذاء ثم و اصل بحر شق است لانه لانه شق فى الارض حاصل كه حقتعالى افساد اسباب دنيويهء آدميان كرد * ( لِيُذِيقَهُمْ ) * تا بچشاند ايشان را * ( بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا ) * برخى از جزاى آنچه كرده‌اند چه تمام آن در آخرت