الملا فتح الله الكاشاني

72

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از ايشان در باب تماثيل مناظره فرمود گفتند فردا روز عيد ما است با ما بيرون آى تا به بينى كه دين و آئين ما چه زيبا است و يقين ميدانيم كه اگر داب و اداب ما را به بينى و زيب و زينت بتان و بتخانهء ما را مشاهده كنى زبان از سرزنش ما ببندى و بدين ما درآيى ابراهيم ( ع ) بلا و نعم جواب ايشان نگفت و روز ديگر كه ميرفتند خواستند او را ببرند بهانهء بيمارى پيش آورد كه انى سقيم چنانچه تفصيل آن در سورهء و الصافات مرقوم خواهد شد ايشان دست از او بازداشتند و بصحرا رفتند و گويند عم ابراهيم ( ع ) بالحاح تمام او را برد و چون بعضى راه برفت گفت انى سقيم مرا وقت غبست و نميتوانم كه بيايم عم او را بگذاشت و برفت ابراهيم در سر راه بخفت و مردم بر وى مينگريستند چون همه به روى بگذشتند پنهان از ايشان فرمود كه * ( وَتَاللَّه ) * و به خدا سوگند كه من * ( لأَكِيدَنَّ ) * هر آينه جد جهد كنم و تدبير خفى نمايم در هم شكستن * ( أَصْنامَكُمْ ) * بتان شما را * ( بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا ) * پس از آنكه روى بگردانيد از ايشان * ( مُدْبِرِينَ ) * در حالتى كه پشت كننده باشيد بر ايشان و ايشان را باز گذاشته و بتماشاگاه خود رفته ذكر تدبير و اجتهاد در كسر اصنام به صورت كيد و ايراد تاء قسم كه از براى تعجب است به جهت صعوبت اين امر بود و توقف او بر نوعى از حيل چه او معاصر و مقابل نمرود بود كه در عتو و استكبار و قوة و سلطنت و تهالك و شكيمه و سطوت او در نهايت مراتب بود و مع ذلك ناصر دين و كيش باطل خود و هادم بنيان اهل حق ( و لكن اذا اراد اللَّه سنى عقد شيء و تيسر ) از قتاده و مجاهد مرويست كه يكى از آن قوم بشنيد اين سخن را و با كسى نگفت تا حين برگشتن ايشان از صحرا به بتخانه اما چون قوم برفتند حضرت خليل جليل تبرى برداشته به بتخانهء آن قوم ضليل در آمد * ( فَجَعَلَهُمْ ) * پس گردانيد آن بتان را به زخم تبر * ( جُذذاً ) * پاره پاره اين فعاليست بمعنى مفعول چون حطام ماخوذ از جد بمعنى قطع يعنى گردانيد آنها را پاره پاره و خورد و مرد شده * ( إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ ) * مگر بت بزرگى را از آن اصنام يعنى بت بزرگتر را نشكست بلكه تبر را بر گردن او نهاد و بيرون آمد * ( لَعَلَّهُمْ ) * شايد قوم نمروديان * ( إِلَيْه ) * بسوى آن بت بزرگتر * ( يَرْجِعُونَ ) * باز گردند يعنى به دو رجوع كرده از او پرسند كه شكنندهء بتان كيست چه از شان معبود آنست كه در حل مشكلات رجوع به او كنند و غرض ابراهيم ( ع ) از اين عمل تبكيت و تقريع قوم بود و گفته‌اند ضمير اليه راجع بابراهيم است يعنى بتان را بشكست تا شايد رجوع به دو كنند به جهت تفرد و اشتهار او بعداوت الهه ايشان پس محاجه نمايد با ايشان بقوله بَلْ فَعَلَه كَبِيرُهُمْ هذا و عجز بتان را بحجت آوردن بر ايشان ثابت كند القصه چون نمروديان آخر روز به بتخانه درآمدند از وقوع آن صورت متحير شده * ( قالُوا ) * گفتند از روى استفهام و بر