الملا فتح الله الكاشاني
73
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
وجه تعجب * ( مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا ) * كيست كه كرده است اين عمل را بخدايان ما يعنى كه ايشان را به اين طريق درهم شكسته * ( إِنَّه ) * بدرستى كه او * ( لَمِنَ الظَّالِمِينَ ) * هر آينه از ستمكارانست بر الههء ما چه آنها سزاوار آنند كه تعظيم و تكريم ايشان را بجا آرند و بپرستش آنها قيام نمايند او اهانت ايشان كرده و اين عمل شنيع بايشان كرده يا از ظالمانست بر نفس خود كه بدين عمل خود را در ورطهء هلاكت افكنده و مىتواند بود كه من موصوله باشد و معنى اينكه هر كه اين عمل بالههء ما كرده بدرستى كه او از ظالمان است پس نمرود كسان خود را بتفحص و تجسس اينكس برگماشت آن كس كه كلمات تَاللَّه لأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ از ابراهيم ( ع ) شنيده بود آن را به ديگرى گفت و زبان به زبان بگماشتگان نمرود رسانيدند و ايشان نزد نمرود آمده * ( قالُوا ) * گفتند كه از قومى شنيديم كه ميگفتند * ( سَمِعْنا فَتًى ) * شنيديم بواسطه از جوانى كه ببدى * ( يَذْكُرُهُمْ ) * ياد همى كرد بتان را * ( يُقالُ لَه إِبْراهِيمُ ) * ميگفتند مرا او را ابراهيم ( ع ) يعنى نام او ابراهيم است و نزد غير مجاهد و قتاده آنست كه ابراهيم ( ع ) اين سخن را در ميان جمعى گفت و ايشان نيز بنمرود رسانيدند كه شكننده الهه ابراهيم نامست و گويند هيچكس كلمات تَاللَّه لأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ از ابراهيم ( ع ) نشنيده بود و ليكن عيوب الهه را از او شنيده بودند و به جهت اين گفتند كه ابراهيم نام الههء ما را ببدى نام ميبرد شايد كه اين عمل او باشد و بدانكه يذكر مفعول ثانى يسمع است و يا صفت فتى و مصحح اينكه سمع به او متعلق باشد و اين ابلغ است در نسبت ذكر به او و ابراهيم خبر مبتداء محذوف است اى هو ابراهيم ( ع ) يا مرفوع باشد به يقال زيرا كه مراد بقول اسم است و چون نمرود و امراى او اينسخن را از قوم بشنيدند * ( قالُوا ) * گفتند بايشان كه * ( فَأْتُوا بِه ) * پس بياوريد او را * ( عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ ) * در حالتى كه بر چشمهاى مردمان باشد يعنى چنان كنيد كه ممكن باشد همه مردمان صورت او را به بينند و معنى استعلا كه از على فهم مىشود بر طريق تشبيه و تمثيل است يعنى ثابت و متمكن شود و صورت او در چشمهاى مردمان همچون تمكن و ثبات راكب بر مركوب * ( لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ ) * شايد كه گواهى دهند كه اينست كه بتان را نكوهش كرده يا اين عمل كرده يا حاضر شوند نزد عقوبت كردن ما او را تا از آن عبرت گيرند پس ابراهيم ( ع ) را گرفته نزد نمرود بردند * ( قالُوا ) * گفتند به او كه * ( أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا ) * آيا تو كردهء اين را كه ميبينيم از قطع و كسر * ( بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ ) * بخدايان ما اى ابراهيم * ( قالَ ) * گفت ابراهيم ( ع ) كه من نكردم * ( بَلْ فَعَلَه ) * بلكه كرده است اين عمل را * ( كَبِيرُهُمْ ) * بزرك ايشان كه آن بت است به جهت خشم بر ايشان كه با وجود