الملا فتح الله الكاشاني
7
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بنى اسرائيل افزود ما گفتيم او را * ( أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي ) * ببر بشب بندگان مرا از مصر و چون بكنار دريا رسند و لشگر فرعون از عقب بيايند باك مدار * ( فَاضْرِبْ لَهُمْ ) * پس بگردان از براى ايشان و اين ماخوذ است از قول عرب كه ضرب له فى ماله سهما جعله و يا از ضرب اللبن اذا اتخذه و عمله يعنى فراگير و قيام نما براى ايشان * ( طَرِيقاً ) * راهى ابن عباس گفته كه بزن عصا را تا سازيم براى ايشان راهى * ( فِي الْبَحْرِ ) * در دريا * ( يَبَساً ) * خشك كه در او آب و لاى نبود و صاحب طبرسى آورده كه اجعل لهم طريقا يابسا فى البحر بضربك العصا لينفلق البحر يعنى تعيين كن براى ايشان راهى خشك در دريا بزدن تو عصا را تا شكافته شود و راه در او پيدا گردد و يبس مصدر است كه موصوف به واقع شده يق ( يبس يبسا و يبسا كسقم سقما و سقما ) و از اينجهة است كه مؤنث به او موصوف مىشود چون شاتنا يبس و ناقتنا يبس اذا جف لبنهما و قوله * ( لا تَخافُ ) * حالست از ضمير فاضرب يعنى راهى براى ايشان پيدا كن در حالتى كه نترسى * ( دَرَكاً ) * دريافتن دشمن يعنى ايمن باش كه فرعونيان شما را درنيابند * ( وَلا تَخْشى ) * و در حالتى كه نترسى از غرقشدن چه همهء شما را بسلامت بگذرانيم درك و درك هر دو اسم ادراكند و چون موسى بامر الهى بنى اسرائيل را كه هفتاد هزار بودند از مصر بيرون برد ديگر روز قبطيان خبردار شدند و بجهة آنكه در خانهء هر يك از ايشان مصيبتى عظيم افتاده بود چنان كه در سورهء اعراف گذشت به آن مشغول بودند و نتوانستند كه آن روز از پى بنى اسرائيل بروند روز ديگر فرعون بفرمود تا شش صد هزار مرد جمع شدند و بروايتى مقدمهء لشگر او اين عدد بود * ( فَأَتْبَعَهُمْ ) * پس از پى در آمدند بنى اسرائيل را * ( فِرْعَوْنُ بِجُنُودِه ) * فرعون با لشگريان خود نزد بعضى باء تعديه است و معنى آنكه فرعون از پى بنى اسرائيل درآورد لشگريان خود را و يا فعل متعدى به نفسه است و مفعول دويم آن محذوف يعنى از پى ايشان درآورد فرعون نفس خود را با لشگر خود بنا بر معنى اول اتبع بمعنى ( اتبع است ) القصه چون بكنار دريا رسيدند موسى ( ع ) با قوم خود از آن گذشته بودند فرعونيان نيز در آن راه كه ايشان رفته بودند درآمدند و آن دوازده راه بود كه موسى ( ع ) عصا بر دريا زده بود و بقدرت الهى آن راه ها پيدا شده و چون ميان دريا رسيدند * ( فَغَشِيَهُمْ ) * پس فرو گرفت ايشان را * ( مِنَ الْيَمِّ ) * از درياى عميق * ( ما غَشِيَهُمْ ) * آنچه فرو گرفت ايشان را ابهام براى تفخيم مسند اليه است يعنى آن چنان موجى دريافت ايشان را كه هيچكس بكنه آن نرسيد تا لفظى بازاء