الملا فتح الله الكاشاني
60
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كواكب واسطهاند در تأثير حق سبحانه در عالم كون و فساد و در كشف الاسرار آورده كه نزد اهل اشارهء شب و روز نشان قبض و بسط عارفان است گاه يكى را بقبضهء قبض گيرد تا سلطان جلال دمار از نهاد او برآورد و گاه يكى را بر بساط بسيط بسط نشاند تا ميزبان جمال انوار و راز خان نوال نوالهء اقبال دهد و آفتاب نشانهء صاحب توحيد است كه بتمكن و رسوخ تمام در حضرت بارگاه احديت مزين و آراسته گشته كه نفزايد و نكاهد كما قال امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا و قمر نشانهء اهل تلوينست گاه در كاهش بود و گاه در فزايش زمانى بظهور نور برق وحدت در محاق نيستى افتد و ساعتى بوفور رموز نور جامعيت بمرتبهء بدريت رسد و نعم ما قيل گهى بر طارم اعلى نشينم گهى جز پشت پاى خونه بينم آوردهاند كه معاندان بارگاه رسالت به جهت غوايت و ضلالت ميگفتند نحن نتربص بكم الدوائر و نحن نتربص به ريب المنون انتظار ميبريم كه گرد باد حوادث برآيد و محمد و ياران محمد ( ص ) را متفرق ساخته او را در ورطهء هلاك اندازد حق سبحانه به جهت تسليهء آن حضرت ميفرمايد كه * ( وَما جَعَلْنا لِبَشَرٍ ) * ما نداديم مر هيچ آدمى را * ( مِنْ قَبْلِكَ ) * پيش از تو * ( الْخُلْدَ ) * جاويد ماندن در دنيا * ( أَ فَإِنْ مِتَّ ) * آيا پس اگر تو بميرى * ( فَهُمُ ) * پس ايشان يعنى منتظران موت تو * ( الْخالِدُونَ ) * جاويد ماندگان باشند و از دام مرك رهايى خواهند يافت و فى معناه قوله ( شعر ) فقل للشامتين بنا افيقوا سيلقى الشامتون كما لقينا و ذكر فا به جهت تعلق شرط است بما قبل آن و همزه از براى انكار يعنى نه اين چنين است كه اگر اجل تو منقضى شود ايشان جاويد بمانند * ( كُلُّ نَفْسٍ ) * بلكه هر نفسى در دنيا * ( ذائِقَةُ الْمَوْتِ ) * چشندهء مرگ است يعنى چشندهء مرارات مفارقت روح از بدن پس هر كه قدم از دروازهء عدم به فضاى صحراى وجود نهاد بضرورت شربت فنا خواهد نوشيد و لباس ممات وفات خواهد پوشيد * ( وَنَبْلُوكُمْ ) * و مىآزمائيم شما را يعنى با شما معالمهء از مايندگان ميكنيم * ( بِالشَّرِّ ) * ببدى يعنى ببلاها و مصيبتها * ( وَالْخَيْرِ ) * و بنيكويى يعنى بعطاها و نعمتها * ( فِتْنَةً ) * آزمودنى اين مصدر است از غير لفظ زبدهء سخن آنست كه ما با شما معاملهء اهل اختيار ميكنيم در سختى و آسانى و نكبت و دولت و فقر و غنا و صحت و مرض تا مرتبهء هر يك در صبر و جزع و شكر و كفران بر اهل عالم ظاهر گردد * ( وَإِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) * و بسوى ما باز گرديده خواهيد شد يعنى بحسب اعمال و وفق افعال كه از جملهء آن صبر است و شكر و جزع و كفران جزا خواهيد يافت و اين ايما است به اينكه مقصود از اين حيات ابتلا است و تعريض ثواب و عقاب در روز جزا به جهت تقرير ما سبق مرويست از ابى