الملا فتح الله الكاشاني
442
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شرب خود و در نوبت ناقه مزاحم آن مشويد * ( وَلا تَمَسُّوها بِسُوءٍ ) * و وى را مس مكنيد ببدى يعنى قصد زدن و كشتن وى مكنيد و اگر چنان كنيد شما * ( فَيَأْخُذَكُمْ ) * پس بگيرد شما را * ( عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) * عذاب روز بزرگ اعظم يوم به جهت عظم ما يحل فيه است و اين ابلغ است از تعظيم عذاب چه هر گاه وقت موصوف بعظمت باشد بسبب وقوع عذاب در او پس آن عذاب اشد خواهد بود القصه ايشان نصيحت صالح را كان لم يكن انگاشتند و گوش بموعظهء او نكردند و قصد كشتن ناقه كردند * ( فَعَقَرُوها ) * پس پى كردند ناقه را * ( فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ ) * پس گشتند پشيمانان از اين فعل نزديك نزول بلا يعنى چون عذاب را معاينه ديدند از آن نادم شدند و ندامت و توبهء ايشان نفع بايشان نرسانيد در اين وقت زيرا كه وقت توبه قبل از نزول عذابست و يا آنكه ندم ايشان به جهت خود بوده نه بر وجه توبه * ( فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ ) * پس فرا گرفت ايشان را عذاب يوم عظيم كه موعود بود و آن صيحهء جبرئيل بود و همه بسبب آن مستاصل شدند اسناد عقر بهمهء ايشان به جهت آنست كه عاقر آن برضاى ايشان عقر ناقة نمود و لهذا عذاب بر همه ايشان نازل شد چنان كه بروايت صحيحه آمده كه عاقر آن گفت من عقر آن نميكنم مگر گاهى كه همه راضى شويد پس همه به اين عمل عمل رضا دادند حتى زنى كه پرده نشين بود بدر سراى وى آمدند و گفتند أ ترضين آيا به اين رضا مىدهى گفت نعم و همچنين همهء صبيان ايشان به اين رضا دادند پس عاقر عقر ناقه كرد و عذاب نازل شده همه را بگرفت و هلاك كرد و در روايت آمده كه مسطح ناقه را بمضيق شعبى ملجأ ساخت كه راه به هيچ مقرى نداشت كه از دست ايشان بجهد پس تيرى بر پاى او رسانيد و بعد از آن قيدار شمشيرى بوى رسانيد و بكشت و از امير المؤمنين ( ع ) مرويست كه اول چشمهء كه تابع شد چشمهء بود كه حقتعالى انفجار فرمود براى قوم صالح و صالح ايشان را گفت كه لَها شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ و تفصيل اين حكايت با قصهء لوط ( ع ) مشروحا در سورة الاعراف مذكور شده * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در آنچه نازل شد بثمود به جهت كفر و عتو و طغيان ايشان با وجود معجزهء صريحه * ( لآيَةً ) * هر آينه دلالتيست مر اهل اعتبار را بر آنكه كفر بعد از بيان حجت بينه و ظهور آيات مقترحه موجب نزول عذابست * ( وَما كانَ ) * و نبودند * ( أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ) * بيشتر قوم ثمود گرويدگان و در روايت آمده كه از همهء قبايل ثمود با وجود كثرت چهار هزار كس ايمان آورده بودند و بس * ( وَإِنَّ رَبَّكَ ) * و بدرستى كه پروردگار تو * ( لَهُوَ الْعَزِيزُ ) * هر آينه او است غالب كه در انتقام مغلوب نگردد * ( الرَّحِيمُ ) * مهربان كه بدون استحقاق عذاب نفرمايد در نفى ايمان از اكثر